تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 44

مساهمون:

صمقدمه ٤٤
احتمال تجاوز نمىنمايد و مدركى براى شناخت عينى اين عوامل موجود نمىباشد . بنابراين رعايت اين اصل اساسى تاريخ نگارى : « عقيدهء دستهء مخالف هم بايد شنيده شود » براى مورخ اين دوره ميسور نيست . در عين حال آنچه كه او از اين كتب - فرضى غير موجود - دستهء مخالف مىتوانست انتظار داشته باشد ، تا اندازهء زيادى مىتواند از مطالعهء سرتاسر منابع ارمنى حدس بزند و يا از مقايسه با نوشته‌هاى عصر مغولان لااقل اساس طرز انديشهء مخالف را استنباط نمايد . در شرق نيز دوره‌هاى ديگرى با اوضاع و احوالى هم نظير دورهء مورد بحث ما وجود داشته است : مثلا دولت تاتار قبچاق ( آلتون اردو - اردوى زرّين ) كه به خصوص در مدّ نظر نگارندهء اين سطور مىباشد . ولى دربارهء اين دولت ، قريب به تمام اقوام همسايه ، اخبارى كه به نوبهء خود متكى بر شرائط كاملا مختلف و طرز انديشه‌هاى متفاوت است ، نقل نموده‌اند . در جنب اينان روسها كه در درجهء اوّل آسيب‌زدهء دولت مذكورند مطالب مهمّى ( گاهى نيز مطالب استنباطى ) روايت كرده‌اند . اما نسبت به نخستين زمان اسلام در ايران ، حتى يك چنين خصوصيّتى هم وجود ندارد . برخورد عربها و ايرانيان با چينيان خيلى سطحى صورت گرفته است : متناسب با آن نيز مطالبى كه در منابع چينى ( فهرست منابع : 234 تا 244 ) در خصوص ايران ملاحظه مىشود معتنابه نيست . فقط سفرنامهء حسوان چونك (
Hsuan Tschuang
) ( راجع به سنوات 629 تا 645 ميلادى برابر 8 تا 24 هجرى ؛ فهرست منابع : 235 ) و نيز فصولى چند از كتب ديگر كه از معاملات چين با غرب سخن مىگويند ، جزء استثناءات بسيار محدود ( براى شرق و نواحى ساحلى ) به حساب مىآيند . - منابع ديگرى هم از آسياى مركزى به زبان‌هاى مختلف دربارهء ايران ، يا وجود نيافته و يا از ميان رفته است ؛ كتيبه‌هاى تركى ارخون نيز ثمرى نمىبخشند .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 44 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى