به كندى فرونشست و حتى اينطور به نظر مىرسد كه آنها ( و لو به صورت تغييريافتهاى ) در وجود فرقهء خرّميه به حيات خود ادامه دادهاند « 1 » .
اكنون بايد توجه ما به فرقهء خرّميه كه مهمتر از تمام فرقههاى ديگر بوده است جلب گردد . علت اينكه به اين دسته نام خرّميه اطلاق مىشود به هيچ وجه روشن نيست چه اينكه حتى عقايد ويژهء يكى از مبلّغان عباسى به نام عمّار بن يزيد كه در سال 736 ( برابر 118 هجرى ) اباحهء زنان را رائج نمود « 2 » و روزه و نماز و حج را از بين برداشت و آنها را بدين منوال تأويل كرد كه صوم عبارت از خوددارى از ذكر نام امام ، صلات ، درود بر او ، و حج توجه به سوى او مىباشد ، نيز به عنوان عقايد « خرّمى » معروف گشته است « 3 » ( عمّار سرانجام به دست يك والى اموى به قتل رسيد ) . و حتما اين انتساب به خرّم دينان فقط ازاينرو بوده كه بعدا تمام فرقههاى مبتدعه كه داراى عقايد اخلاقى ضد عقايد اسلامى بودهاند ، همه جمعا خرّميه ناميده شدهاند .
حتى آن نهضتى هم كه اصطلاح خرّميان به معنى واقعى كلمه به آن اطلاق مىشد وحدت نداشته و شامل آراء مختلفى مىگشته است و در هر حال محور و مدار آنها قيام پرهيجانى بود كه در سالهاى بين 816 / 817 تا 838 ( برابر 201 تا 223 ) رخ داد و مركز جغرافيائى آن در قلعهء البذ « 4 » ( يعنى در سرحدات بين
هامش
( 1 ) - سياستنامه ، ص 199 به بعد .
( 2 ) - در اين مورد ممكن است ، ازدواج دستهجمعى موروثى مذكور در پاورقى صفحهء قبل مؤثر بوده باشد .
( 3 ) - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 72 ؛ - طبرى ( رديف 2 ، ص 1588 ) اين مطلب را خلاصهتر و فقط نكات اساسى آن را ذكر مىكند ؛ - نوبختى ( الفرق ) ، ص 41 ؛ - تاريخ مطهر بن طاهر ( منسوب به بلخى ) ج 1 ، ص 143 ، ج 4 ، ص 24 ؛ - فهرست ابن نديم ، صفحات 342 ، 344 ؛ - بغدادى ، صفحات 251 ، 347 ؛ - ابن حزم ( الفصل ) ، ج 1 ، ص 34 ؛ - سمعانى ( كتاب الانساب ، خطى ) ، ص 195 « ظهر » به بعد . - و نيز :Sadighi 187 - 228.
( 4 ) - گاهى نيز به صورت تثنيه يعنى « البذين » ذكر مىگردد ، چنانچه در صفحهء 103 از همين كتاب مذكور افتاد .