كه يكى از پايههاى مسلك وى عقايد زردشتى بوده است « 1 » و جزئيات تعليمات او نيز اين نكته را تأييد مىكند : مثل ايمان به دو اصل نور و ظلمت ، تقديس آتش ، پاكى و پاكيزگى ، اجازهء ازدواج با مادر و خواهر و دختر و نيز عقيده به وجود فرشتگان . بدين عقايد نيز طبعا ايمان به تناسخ كه پاپك را با المقنّع و همچنين با بودائيان « 2 » مرتبط مىسازد و نيز ايمان به تكرار حلول روح نبوت « 3 » در ابدان مختلف ، اضافه مىگردد ؛ همين عقيده نيز دربارهء مقام امامت در مورد فاطمه دختر ابو مسلم و پسر اين دختر مهدى ابن فيروز به كار مىرفته است « 4 » .
بارى پاپك از طرف زن رهبر مقتول اين خرّميان يعنى همسر جاويدان ابن سهرك « 5 » به عنوان مردى كه در كالبدش « روح » شخص جاويدان حلول كرده است معرفى شد « 6 » و خود چنين وانمود ساخت كه مفسر دين جاويدان خواهد بود ؛ و زن جاويدان را نيز به همسرى خود درآورد . پاپك برحسب ظاهر به دستورات اسلامى رفتار مىكرد ، ولى اينطور به نظر مىرسد كه تعدد زوجات را ( بدون تعيين حد و حصرى ) جائز مىشمرده و تناول شراب را نيز به عنوان امرى شايان ستايش تشويق مىنموده
هامش
( 1 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 329 به بعد ؛ - فهرست ابن نديم ، صفحات 342 ، 344 ؛ - تاريخ مطهر بن طاهر ( منسوب به بلخى ) ، ج 1 ، ص 143 ، ج 2 ، ص 20 به بعد ، ج 4 ، ص 26 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 111 ؛ - و نيز رجوع كنيد به :Vloten ( arab . ) 131 ; Browne I 323 - 330( 2 ) - بخصوص انتقال روح انسانى به كالبد حيوانى و برعكس آن ، تأكيد مىشود : ابن الاثير ، ج 6 ، ص 111 .
( 3 ) - شهرستانى ( فهرست : 250 ) ، ج 2 ، ص 76 به بعد ( برابر با شهرستانى ، فهرست : 251 ، ج 1 ، ص 280 ) ؛ - تاريخ مطهر بن طاهر ( منسوب به بلخى ) ، ج 4 ، ص 30 به بعد .
( 4 ) - سياستنامه ( ص 204 ) گفته : « اول بو مسلم را صلوات دهند و بر مهدى و بر فيروز پسر فاطمه دختر ابو مسلم . . . » بدين معنى كه به « فيروز » نيز مثل « مهدى » اهميت مذهبى داده است ، ولى اين امر صحيح نبوده ، شخصيت مذهبى آنها فقط « مهدى ابن فيروز » بوده است .
( 5 ) - فهرست ابن نديم ، ص 344 . به « سهرك » ( صورت مصغر « سهراب » ؛ رجوع كنيد به :( Justi , Namb . 292نيز نسخ خطى اشاره مىكنند ؛ كلمهء « سهل » در اين مورد ، آنطورى كه در تاريخ طبرى و غيره ديده مىشود ، تغيير صورت نادرستى از سهرك مىباشد .
( 6 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1015 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 111 .