از تناول سم ، خود را به آتش افكندهاند خبرهاى مختلفى رسيده است و تعيين قطعى آن « 1 » حتى در آن زمان هم ممكن نبوده است ، زيرا مسلمانان مهاجم پس از ورود خود فقط معدودى از پيروان مذهب جديد را كه اهل ماوراءالنهر بودند در آنجا يافتهاند .
با اين ظفر اولين نهضت نسبتا بزرگى به عنوان عكس العمل ايرانيان در مقابل احراز مقام خلافت از طرف عباسيان برپاشده بود ، لااقل برحسب ظاهر سركوب شد ، ولى آتش اين جنبش در زير خاكستر خفا همانطور گداخته ماند و مقارن با اين سركوبى نهائى ( 778 ر 779 برابر 162 هجرى ) خود را در جنبش سرخجامگان ( يا سرخنامگان كه گواهىنامههاى آنان با جوهر قرمز نوشته مىشده ؟ : « 2 » المحمّره ؛ و به قول سياستنامه « سرخ علم » ) مجددا شعلهور ساخت . بديهى است كه از آراء و هدفهاى اين قيام كه در گيلان در تحت رهبرى شخصى به نام عبد القهار به وقوع پيوسته است - گذشته از اباحهء زنان - هيچ اطلاعى به ما نرسيده است ،
هامش
( 1 ) - نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، صفحات 64 تا 75 ؛ - بغدادى ، صفحات 243 تا 245 ؛ بيرونى ( هند ) ، ص 194 ؛ - تاريخ مطهر بن طاهر ( منسوب به بلخى ) ، ج 6 ، ص 97 به بعد ؛ - ابن حزم ( الفصل ) ، ج 2 ، ص 115 ( برابر با ابن حزم ، فهرست : 248 ، ج 1 ، ص 36 ، در اين مورد نيز ج 2 ، ص 120 به بعد ) ؛ - مفاتيح العلوم ( فهرست : 268 ) ، ص 28 ؛ - بغدادى ، ص 243 به بعد ؛ ابن الاثير ، ج 6 ، ص 13 به بعد و 17 به بعد ؛ - ابو الفداء ( فهرست : 138 ) ج 2 ، صفحات 44 تا 46 ؛ مستوفى ( تاريخ گزيده ) ، ص 298 ؛ - ابن خلكان ( وفيات ) ، ج 4 ، ص 136 به بعد ( برابر با ابن خلكان فهرست :
110 ، ج 1 ، ص 441 ) . - اين مطلب به طور خلاصه در نوشتهء ذيل دربارهء قيام المقنع و جنبش سپيدجامگان » مندرج است :
( 2 ) - سياستنامه ، ص 199 . - اينكه دو منبع ذيل ، المقنع و پيروانش را مانوى به حساب مىآورند ، صحيح نيست :Muir , Cal . 470 und Browne , Ecl . 95دربارهء تجديد آراء و عقايد المقنع در پايان قرن يازدهم ( پنجم هجرى ) رجوع كنيد به : عوفى ( جوامع الحكايات ) ، ص 220 ، شمارهء 1626 .