تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
براساس اين عقيده مىتوان احتمال داد كه در اينجا تأثيرات مستقيمى از دين بودا موجود بوده است و توجيه اين امر در مورد خراسان نيز مىتواند بدون ترديد اين باشد كه خراسان در آن موقع در سرحد مناطق بودايى مسلك واقع شده بود « 1 » و در آنجا قطعا تك‌تك شخصيتهاى بودايى منفردى ( البته بدون جماعات مذهبى ) مىزيسته‌اند . در هر حال همين عقيده به تناسخ توأم با نظريهء فيض « ارباب معرفت و كشف » است كه به عنوان پايهء اصلى نهضتى مذهبى ، يعنى مذهبى كه براساس عقيده به ادامهء حيات ابو مسلم استوار گشته بود ، ذكر مىگردد ، ولى چيزى كه هست دربارهء اين فرقه نيز اخبار و اطلاعات فقط از طريق اسلامى يعنى از طريق مخالفان اين فرقه به ما رسيده است و همين امر سبب شده كه در اينجا نيز مثل اغلب موارد تاريخ اديان و مذاهب فقط يك تصور مبهمى داشته باشيم . تنها چيزى كه در هر حال واضح است اين است كه اين جنبش بر اثر سرخوردگى از رفتار عباسيان به وقوع پيوسته است و بانى آن عطايا ( هاشم پسر ؟ ) حكيم ( از كزه نزديك مرو ) مىباشد شغلش گازرى و مدعى اين بوده كه همان « فيض روحى الهى » كه قبلا در پيكر آدم و نوح و عيسى و غيره حلول نموده است در پيكر ابو مسلم نيز منزل يافته « 2 » و مقام وى را والاتر از مقام پيغمبر اسلام ( ص ) برده است و پس از مرگ ابو مسلم اين « نيروى
هامش
( در اينجا مجموعه‌اى از نصوصى دربارهء تناسخ ديده مىشود ) . بديهى است كه شخصى مثل ابو يعقوب سجستانى عقيده به « نسخ » يعنى انتقال روح انسانى به قالب حيوانى را مردود مىداند : كشف المحجوب ، به تصحيح هانرى كربن ، پاريس 1949 ، صفحات 63 تا 65 . - نيز رجوع شود به :Fritz Meier in " Artibus Asiae " XIII / 3 ( 1950 ) , S . 232 - 234 ; Alessio Bombaci in Folklore IX / 3 - 4 ( 1957 ) , S . 102 - 110 .( 1 ) - مراجعه كنيد به فصل « بودائيان » از همين كتاب . ( 2 ) - جاحظ ( كتاب البيان ، فهرست : 258 ) ، ج 3 ، ص 53 به بعد ، نيز كتاب البيان ( فهرست : 259 ) ، ص 34 ( اسامى اشخاص با اختلاف شديدى ملاحظه مىگردد ) .