تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
و دهم ميلادى ( سوم و چهارم هجرى ) حفظ كردند [ گذشته از آن ، امكان اين مىرود كه شورش بست ( سيستان ) كه در همين زمان 767 ميلادى ( برابر 150 هجرى ) بپاخاست ، با اين آشوب و انقلاب مذهبى ارتباط داشته است ] « 1 » . بديهى است از عقايد اين جمعيت مذهبى اطلاعات ناچيزى در دست است و اخبار اسلامى ( كه طبعا اخبار دشمن اين گروه محسوب مىشود ) فقط حاكى از اين هستند كه استاذسيس ادعاى پيغمبرى كرده و در هرات و خراسان باعث آشوب‌هاى مذهبى گشته و به شيوهء ناصالحى مىزيسته و در پايان زندگى خود به راهزنى اشتغال داشته است « 2 » . با اين ترتيب نمىتوان در اين مورد از تأثير دين زردشت صحبت نمود : اما به ظن علمى بايد به وجود و بقاى چنين تأثيرى در سرزمين ايران اعتراف داشت ، و واقعا نيز اين امر دربارهء جنبش مذهبى ديگرى كه از نهضت مذكور بسيار مهم‌تر و كمى بعد از آن به وقوع پيوسته است ، صادق مىباشد ؛ منظور جنبشى است كه به شرح ذيل پس از شهادت ابو مسلم خود را ظاهر ساخت : اثر مواعظ و كوشش ابو مسلم ، « 3 » مبلّغ نيرومند عباسى تنها وصول عباسيان به هدف خويش يعنى خلافت نبود ، بلكه آثار آن از اين هم فراتر مىرفت و سرانجام به برانداختن جابرانهء وى به دست خود عباسيان منجر گشت ، ولى از طرف ديگر اين امر وسيلهء آن شد كه آتش مذهبى گداخته‌اى فروزان گردد ، و در اين مورد پهلو به پهلوى آراء زردشتى عقايد ساير اديان و مذاهب نيز براى خود كسب ارزش نمايد ، مثل « تناسخ ارواح » كه بايد در عقايد پاره‌اى از فرق شيعه نيز اثرى از خود گذاشته باشد « 4 » .
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص 142 با پاورقى 3 ( در اين‌باره اطلاعات دقيقترى در دست نيست ) . ( 2 ) - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 219 . ( 3 ) - نوبختى ( كتاب الفرق ) ، ص 42 به بعد ؛ - رجوع كنيد به ص 265 به بعد از همين كتاب . ( 4 ) - نوبختى ( كتاب الفرق ) ، ص 32 ؛ - ابن حزم ( الفصل ) ، ج 4 ، ص 187 ؛ - رجوع كنيد به فصل « بودائيان » از همين كتاب ، و به :Schwarz IX 1531