تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
گرويدن به مذهب جديد فقط در بين عدهء معدود طبقهء بالا آزادانه و از روى انديشه انجام شد و انبوه توده به تبعيّت از آنان اسلام آورد ، ازاين‌رو ، دين تازهء آنان در طرز تفكّر ايشان مؤثر واقع نگشت و پيوند آنها به فرهنگ اسلامى - كه از نظر جغرافيايى نيز موانعى در راه تابش آن به اين اراضى بود - قرونى متمادى به تعويق افتاد ، به‌طورىكه اين نواحى براى سير فرهنگى ايران بىاهميت ماند ، بخصوص به اين علّت كه ايمان به اسلام در بين طبقهء بالا « 1 » هم فقط به طور ظاهرى بود و ديلميان بدون اينكه از خليفه پنهان دارند « 2 » يك مرتبهء ديگر به مذهب قديمى خود بازگشتند « 3 » . با وجود اين احوال ، احياى مجدد دين زردشت در بين اين قوم به غايت ساده و ابتدايى ، غير قابل تصوّر بود و به همين جهت اين نواحى نيز سرانجام بدون هيچ فعاليّت مثبتى تابع جريان و تحوّلات عمومى كشور گشت .
هامش
( 1 ) - مسعودى ( مروج ) ، ج 9 ، ص 10 . - در سال 935 ميلادى ( برابر 323 هجرى ) ، مرداويچ زيارى در اصفهان كاملا علنى يك جشن زردشتى برگزار نمود ( ابن مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 310 به بعد ) ، كه موجب خشم شديد مسلمانان گشت :Hamadani , Letters , Beirut 1890 , S . 279 .بر روى منارهء « راذكان » در درهء نيكا در كوههاى البرز و نيز در استراباد( Diez , Chur . 87 f . )كه در سالهاى 1016 / 1017 ميلادى 407 هجرى و 1020 / 1021 ميلادى 411 هجرى بنا شده است ، نشانه‌اى از كتيبه‌اى به خط پهلوى مشاهده مىشود( Diez , Chur . 37 , und Tafel 1 - 4 )؛ اين كتيبه در اينجا فقط براساس موجوديت يك سنت زردشتى مىتوانسته زنده و پابرجا مانده باشد . -Inostrancev , Sas . et . 110 - 135( مربوط به : مقدسى ، فهرست : 34 چاپ دوم ، صفحات 368 - 370 ) . ( 2 ) - در سال 1001 ميلادى ( 391 هجرى ) سپاهيان ديلمى در كرمان اعلام داشتند كه بيشتر به يك سالار زردشتى متمايل هستند تا سالار غير زردشتى . ( 3 ) - مسعودى ( مروج ) ، ج 9 ، ص 10 .