به عقب برانند و محدود سازند . همينطور نيز طبعا دين زردشت را كه نيروى حياتى كمترى داشت عملا به كلى مغلوب ساخته ، نوشتههاى آنها را نابود كردند .
از آن زمان به بعد فقط بقايايى از زردشتيان در جنوب شرقى ايران قبل از همه در يزد و كرمان خود را حفظ نمودند « 1 » . اين دستهها در قرون بعد ارتباط كتبى خود را به وسيلهء « روايات » « 2 » [ تقريبا به معنى فتاوى ] باهم مسلكان خود در هندوستان يعنى با پارسيان آنجا زنده نگه داشتند « 3 » .
انقراض آتشپرستان در فارس تنها باعث وحدت مذهبى ساكنان آن
هامش
( 1 ) - تعداد زردشتيان در ايران ( سال 1938 ميلادى 1317 شمسى ) به قرار ذيل است : يزد تقريبا ده هزار نفر ؛ كرمان سه هزار و صد ؛ تهران تقريبا هزار و هفتصد و پنجاه و در ساير شهرهاى بزرگ ايران ( مشهد ، اصفهان ، همدان ، شيراز ) مجموعا تقريبا دو هزار و در تمام ايران شانزده هزار و هشتصد نفر . - در سال 1937 ميلادى ( 1316 شمسى ) بالغ بر هزار و نهصد و شصت و يك پسر و دختر زردشتى در مدارس يزد و نواحى آن تحصيل مىكردند ، و در تهران دويست و نود و دو محصل زردشتى در دبيرستانها ، و در كرمان ششصد و پنجاه و نه دانشآموز زردشتى به - تحصيل اشتغال داشتند . ( در روزهاى بين 23 تا 25 فوريهء 1950 برابر با اسفندماه 1328 حتى يك نمايندهء زردشتى براى مجلس شوراى ملى انتخاب مىكنند : روزنامهء اطلاعات هوايى از 20 فوريهء 1950 ) . بنا به حدس و تخمين براون( Edward Granville Browne )زردشتيان ايران در اوايل قرن بيستم ميلادى ( چهارم هجرى شمسى ) بالغ بر 8500 بودهاند :Godrad , Monuments . S . 16 , Anm 1( در اينجا نيز عكسها و اطلاعات ديگرى دربارهء آتشكدههاى نوبنيان به دست داده مىشود ) . - و نيز :Nasr . 358 - 360 ; Albert Houtum - Schindler : Die Parsen in Persien , ihre Sprache und ihre Gebrauche , in der ZDMG XXXVI ( 1882 ) , S . 54 - 88 .( 2 ) - دربارهء « روايات » رجوع كنيد به :Nasr . 107 und Ervad Manockji Rustamji Unvala : Darab Hormazyar's Rivayat , Bombay 1922 .مجلدى شامل « رواياتى » از قرن پانزدهم تا اواخر قرن هيجدهم ميلادى ( قرن نهم تا 12 هجرى ) در كتابخانهء ملى پاريس موجود است :Anquetil 12 - sup . 46و در اين فهرست به نام « روايت بزرگ »" Le grand Ravaet "موسوم گشته است . - « روايت » در اين مورد تقريبا نظير « فتواى » اسلامى است .
( 3 ) - رجوع شود به :