بايد در مورد ايالات ديگر فرض نمود ) كه مركز پارسيان و مجاور مقر شاهان قديم بود « 1 » ، ايمان به دين پيامبر ايرانى بخصوص بر اثر اصلاح ساسانيان ، فرسوده نگشته و تجمّد نيافته بوده است . به طور كلى فارس تا مدّتى خود را در مقابل تأثيرات خارجى ايمن داشت « 2 » ، ولى به موجب آن نيز از نظر معنوى و علمى نسبت به خراسان مسلمانشده عقب ماند .
احتراز زردشتيان از بيگانه ثمرات ديگرى نيز در پى داشت : هنگامى كه دين زردشت « 3 » به پيوست احياى مجدّد افكار ملّى ايرانى « 4 » تجديد بنا نمود ( قرن دهم ميلادى برابر قرن چهارم هجرى ) كار اين اجتناب و خوددارى آنان به مرحلهاى رسيد كه علنا هر نوع تأثير خارجى را محكوم دانسته و رد مىنمودند ، تا به جايى كه در سالهاى 921 / 931 ميلادى ( برابر 308 / 319 هجرى ) گروههاى مختلفى با اتّكاى به افكار شعوبيه ، هواى اين امر را در سر مىپروراندند « 5 » كه با برانداختن دستگاه خلافت ، سر از نو يك دولت ايرانى زردشتى برقرار كنند .
به موازات « 6 » اين دستهها و براساس عقايد اصيل زردشتى مجامعى از زردشتيان با ايمان ، آگاهانه به انديشههاى تازهاى پرداخته نتايج آن در كتب معتبر دينى « 7 » آنان كه دايما از روى آنها نسخهنويسى مىشد ، تحرير يافت ، و در مدافعاتى كه از عقايد زردشت - آنطورى كه در دينكرد و ساير كتب « 8 » موجود است « 9 » -
هامش
( 1 ) - اصطخرى ، ص 139 ، به حق و بجا ، بدين امر اشاره مىكند .
( 2 ) - رجوع شود به :Kremer , Cult . - G . I 299 .( 3 ) - رجوع كنيد به :Goldziher , Shuub . 150 .( 4 ) - رجوع شود به فصل « حس مليت » از همين كتاب .
( 5 ) - ابن خلدون ، ج 4 ، ص 339 به بعد ؛ - ابن فضلان ( فهرست : 35 ) ، صفحهء بيست و يكم از مقدمه .
( 6 ) - رجوع شود به :Christensen 138( 7 ) - رجوع كنيد به :Nasr 100.
( 8 ) - در مورد علماى اسلام ( مناظرات بين اسلام و دين زردشت از قرن نهم و دهم ميلادى سوم و چهارم هجرى ) ، رجوع شود به :SGV 8( مقدمه ) .
( 9 ) - رجوع كنيد به :SCV 11 f . ; Schaeder , Vollk . M . 200 , Anm . 3 ; Wesendonk 37 ; Sadighi 69 f .( در كتاب اخير تعدادى از اين كتب به دست داده مىشود . )