نامگذارى فرزندان « 1 » خود به اسامى شيعيان نشان مىدادند ؛ گاهى اوقات نيز اين امر به سود ايشان و يا به ضرر ديگران به كار مىرفته است . هر وقت هم شيعيان بر سر قدرت مىآمدند ، پرچم سفيد كه علامت حزب آنان ( همچنين زيديّه ) « 2 » بود پيوسته و مكرر در ملأ عام نشان داده مىشد « 3 » . شعار رسمى مذهبى آنان عبارت بود از : رضيت باللّه ربا و بالاسلام دينا و بمحمّد صلى اللّه عليه و آله نبيّا و بالقرآن كتابا و بالكعبة قبلة و بالائمة الاثنى عشر عليهم السلام اماما . « 4 »
از سال 945 ميلادى برابر 333 هجرى اقرار به مذهب شيعه به طور علنى ممكن گشت ، و از انتشار عقايد شيعه نيز ديگر جلوگيرى به عمل نمىآمد . اين امر بخصوص در بنا نمودن زيارتگاههاى تازه براى شيعيان به ظهور پيوست : يعنى شيعيان نه تنها سرداب سامرا محل غيبت « 5 » امام دوازدهم ، امام زمان را ( واقع در سال 873 ميلادى برابر 260 هجرى به بعد ) به عنوان مكان متبرك ، زيارت مىنمودند ، بلكه در ايران نيز مشاهد مقدسى بنا كردند ؛ بخصوص مرقد امام هشتم ، امام رضا ( ع ) در شهر مشهد « 6 » نزديك طوس كه از طرف آل بويه ساخته و
هامش
( 1 ) - در سال 727 / 728 ميلادى برابر 109 هجرى ، در نيشابور مردى ازاينرو به نام « غالب » ناميده شد كه در خ حب و دوستى اولاد فاطمه ( ع ) افراط مىورزيد : ابن الاثير ، ج 5 ، ص 53 :
« رجل من نيسابور خ يقال له غالب لانه كان مفرطا فى حب بنى فاطمة » .
( 2 ) - مثال خوبى در اين مورد ، در : ابن الاثير ، ج 7 ، ص 166 ( پايان قرن نهم ميلادى برابر اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجرى ) .
( 3 ) - رجوع شود به : فصل « آداب و رسوم سلاطين و امرا » .
( 4 ) - رجوع كنيد به :Wiet 89( اين كلمات روى پارچهء كتانى بافته شده است ) .
( 5 ) - دولتشاه ( تذكرة الشعراء فهرست : 272 ) ، ص 66 ( راجع به سنجر 1150 ميلادى برابر 544 / 545 هجرى ) .
عقيده به غيبت امام غايب ( ع ) در زمان آل بويه بيشتر نضج گرفته است ، و ازاينرو نظر تينبىToynbee , Gang 2 223 )) كه اين عقيده را مخلوق تحت تعقيب بودن فرقهء شيعه مىداند مفهوم نيست .
( 6 ) - يعنى محل شهادت در راه دين و ايمان ، رجوع كنيد به : اغانى ( چاپ قاهره ) ج 7 ، ص 246 .