دربار خود شاغل مقامى نموده « 1 » بودند ، و در برابر « عتبات مقدسهء » شيعيان نه به عنوان مقدسات يك مذهب خاصى ، بلكه به طور مطلق به عنوان مراكز پراهميت - اسلامى سر تعظيم فرودمىآوردند « 2 » ، ولى اين امور مانع هيچيك از اين دو نفر نمىشد كه با وجود اين بر ضد تمام فرقههاى شيعه و بخصوص بر ضد قرمطيان ( خواه قرمطى واقعى و خواه منتسب به قرمطى ) اقداماتى « 3 » به عمل آورند .
همين غزنويان و سلجوقيان بودند كه با تعقيب مداوم خود پارهاى از موفقيتهاى شيعيان را خنثى و به كلى نابود ساختند ، چنانچه بعدا نيز نفرتى كه از حشّاشين داشتند به طور كلى باعث شكستى در كار شيعيان گرديد . با اين وصف همين واقعيت كه مراكز مذهب شيعه خود را از زير فشار متمادى و لابلاى قرون ممتدى نجات داده و سرانجام توانست نطفهاى براى انتشار پيروزمندانهء اين عقيده در سراسر ايران بگردد ، استحكام پيوند شيعيان را با عقايد مذهبى خود نشان مىدهد . تا اينكه سرانجام دستههاى انبوهى از ايرانيان ، آن شكل و تعبيرى را از اسلام كه مناسب ذوق ايشان بود ، در تشيّع يافتند . بديهى است كه مذهب شيعه نه فقط ماهيت ايران و ايرانى را تحت تأثير خود قرار داد ، بلكه خود آن نيز عميقا با افكار ايرانى سرشته گشت : عقيده به حقانيّت ائمه و به ولايت موروثى ايشان « 4 » ، و به تحمل ستمديدگى و مصيبتزدگى آنان و شايد
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى ، ص 560 ( سال 1038 ميلادى برابر 429 / 430 ) .
( 2 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 139 ( بنا به نقل اين منبع ، در اين مورد على ( ع ) به خواب وى آمده ، دستوراتى داده است ) .
( 3 ) - تاريخ بيهقى ، ص 178 به بعد ( محمود غزنوى وى را فورا به اتهام قرمطى بودن اعدام نمود ) .
( 4 ) -