تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
پرداخته گشت « 1 » . براى فرزندان على و حسين ( ع ) نيز حتى در سرزمين ايران « عتبات متبركه » و زيارتگاههايى به وجود آوردند « 2 » . به علاوه شيعيان وصيت مىكردند كه در جوار « مشاهد مشرّفه » به خاك سپرده شوند ، يا براى خود مقبره‌هايى مىساختند « 3 » ؛ - در تحت چنين اوضاع و احوالى زيارتگاه‌ها به وجود آمدند . گذشته از آن براى سادات احترام خاصى قايل مىشدند « 4 » ، و حتى به منظور پذيرايى و تكريم سادات ، آنها را از مسافتهاى بعيدى دعوت مىكردند ، و فقط به سادات محل اكتفا نمىنمودند « 5 » چنانچه در سال 1184 ميلادى برابر 579 / 580 هجرى مثلا فرمانرواى طبرستان تقريبا 3000 تن از سادات را از نواحى دور دست براى پذيرايى « 6 » دور خود جمع نمود . بديهى است كه اين تعظيم و توقير دودمان على و فاطمه ( ع ) تنها از خصوصيات عقيدهء « 7 » شيعيان نبوده است : بلكه در نظر سنّيان نيز چنانچه معروف است مقام ارجمندى داشته‌اند ، و عباسيان نيز نمىتوانستند احترامى را كه به واسطهء قرابت خويش با پيغمبر ( ص ) از ديگران انتظار داشتند دربارهء خاندان بلافصل پيغمبر ( ص ) منع كنند . بر همين منوال هم سنيان متعصبى مثل محمود و مسعود غزنوى نقيبى از علويان را در
هامش
( 1 ) - مقدسى ( كتاب احسن التقاسيم ) ، ص 333 ؛ - ابن خلكان ( فهرست : 113 ) ج 6 ، ص 53 ؛ - ابن خلكان ( فهرست : 110 ) ، ج 1 ، ص 584 ، - اين خبر كه سلطان غورى نيز به زيارت اين قبر آمده است ( اولياء ، فهرست : 191 ) ، يقينا مجعول است . ( 2 ) - به‌طورىكه ادعا مىشده مىبايستى در خارج شهر قزوين ، در نزديكى محلى به نام « سرخس » ( البته غير از سرخس خراسان ) قبر كوچكى حاوى سر امام حسين ( ع ) موجود بوده باشد ، مقدسى ( كتاب احسن التقاسيم ) ، ص 26 ( 3 ) - رجوع شود به « فصل دفن اموات » اين كتاب . ( 4 ) - رجوع كنيد به : مقدسى ( كتاب احسن التقاسيم ) ، ص 323 . ( 5 ) - رجوع شود به :Mez 24( سال 1014 ميلادى برابر 404 / 405 هجرى ) . ( 6 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 69 . ( 7 ) - رجوع كنيد به :Martin Hartmann : Das Buchwesen in Turkestan und die turkishen Drucke der Sammlung Herrmann ( in MSOS VII / 2 , 1904 , S . 69 - 103 ) , S . 94 ff .( آنچه در اين كتاب دربارهء تركستان گفته مىشود در مورد ايران نيز صدق مىكند ) .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 331 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى