هم تقيّه و پارهاى از عقايد ديگر خصايل ايرانى مذهب شيعه هستند كه بعدا نيز همراه آن مذهب در ممالك عربى - بخصوص در جنوب بين النهرين كه در آنجا ايرانيان نفوذ زيادى يافته بودند - و در بين پيروان تشيّع آنجا رسوخ پيدا نمود . اين واقعيت كه در جنب تأثيرات ايرانى مذكور نيز در پارهاى از امور مذهب زردشت در تمام دين اسلام راه يافته و اين امر كه در عرفان به طور كلى ( حتى در خارج از ايران ) پارهاى از خصوصيات ويژهء ايرانى متجلّى است و اين حقيقت كه ميهندوستى و خودآگاهى ملّى ايرانى حتى در خارج از محيط شيعه نيز پيروانى پيدا نمود ( دربارهء اين موضوع ، جاى ديگر گفتگو خواهد شد ) « 1 » منافات با ابراز اين نظر تحقيقى ندارد كه بگوييم : با تمام اين احوال ايرانيّت و اسلام در قالب مذهب تشيّع پيوندى مخصوص به خويش و آميزشى بر خلاف خواستههاى موجود يافتند .
هامش
بنا به عقيدهء لوئى ماسينين( Louis Massignon )عقيده به « مهدى » عقيدهء بومى ايرانى است ، ولى مؤلف ذيل مسيحيت را در آن مؤثر مىداند :
( 1 ) - نيز رجوع كنيد به فصل « حس مليت » از همين كتاب .