زيرا ايشان هم از قريش و هم از خاندان پادشاهى ايران مىباشند « 1 » . واقعا نيز مسئلهء شايستگى خانوادگى به زودى ملاك و ميزان پراهميّتى گشت بهطورىكه وابستگان اهل بيت به نام اينكه هم از طرف پدر و هم از طرف مادر از خاندان مقدسى مىباشند ، رجحان و تقدّم خود را بر كسانى كه فقط از طرف پدر به آن خاندان مربوط بودند ، متذكر گرديده و تأكيد مىنمودند « 2 » . به علاوه معمول گشت كه براى سادات مقام والايى تخصيص داده شود ، و در درجهء اوّل « 3 » همين امر سبب شد كه تبليغات عباسيان موفقيت حاصل نموده ، ارتباط آن با علويان مدت درازى به طول انجامد « 4 » ( اگرچه فرق بين اين دو دسته در سال 727 / 728 ميلادى برابر 109 هجرى به خوبى آشكار گشت ) « 5 » و خراسان نيز محل موفقيت تبليغات عباسيان بگردد .
بديهى است كه پيروزى « شيعهء بنى عباس » « 6 » باعث سرخوردگى بسيارى از ايرانيان گشت ، ولى اين سردى و بىميلى همگانى نبود ، زيرا برقرارى تساوى بين عناصر ايرانى و عربى و بلكه ترجيح ايرانيان بر عربها باعث آشتى نمودن
هامش
( 1 ) - زركوب ( شيرازنامه ) ، ص 14 . - و نيز :
بنا به نظرSchaeder , Vollk . M . 218نظير همين عقيدهء شيعيان را در مورد كسب فيض رحمت الهى ، مىتوان در عقايد مانويان يافت .
( 2 ) - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 27 : در مورد خ امراى زيدى مذهب مازندران ( طبرستان ) سال 913 / 914 ميلادى برابر با 301 هجرى .
( 3 ) - رجوع كنيد به فصل « ظهور و پيروزى نهضت عباسيان » اين كتاب - بنا به قول بعضى اولين نماينده و خبرگزار عباسيان در خراسان يكى از موالى ( يقينا ايرانى ) و از شهر بلخ بوده است : ابن الاثير ج 5 ، ص 53 .
( 4 ) - رجوع كنيد به اغانى ( چاپ بولاق ) ج 11 ، ص 73 به بعد .
( 5 ) - طبرى رديف 2 ، ص 1501 ، از رقابت طرفين در زمينهء تبليغات سخن مىگويد .
( 6 ) - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 72 ( سال 736 ميلادى برابر 118 هجرى در خراسان ) . ( در مورد ايشان نيز ، مانند شيعيان در ازمنهء متأخر ، تأويل قرآن و احكام ديده مىشود ) . دربارهء انتقال امامت به عباسيان رجوع كنيد به :Nallino , Racc , VI 123 .