عكس العمل روح ايرانيان در مقابل اسلام ندارد « 1 » . بلى آنچه مسلّم است اين است كه عقايد شيعهء دوازده امامى ( در صفحات آينده ، هر كجا كلمهء « شيعه » به طور مطلق ذكر شد مراد از آن ، « شيعهء دوازده امامى » است ) از همان آغاز سرزمين اسلام ريشه دوانيده « 2 » و به زودى با روح ايرانيت پيوند و اتحاد يافته است . اين امر نمىتواند يك واقعهء اتفاقى باشد كه ايرانيان با وجود اينكه نه به مذهب افراطى اسماعيليه ( كه در اواخر امر ، نيز پا از دايرهء اسلام بيرون گذاشته بودند ) تن دردادند ، و نه به روش معتدل زيديّه ( كه با مذهب تسنّن قرابت داشت ) ، و با وجود اينكه سرانجام نيز شانه از زير بار عقيدهء خوارج خالى كردند ( اگرچه عقيدهء خوارج بخصوص در آن ازمنهاى كه رعايت تساوى نژادى نمىشده است مىبايستى بدون ترديد جلب نظر ايرانيان را نموده باشد ) ، باز از همان قرون اول هجرى مذهب شيعه را به عنوان شكل « ايرانىشدهء دين اسلام » ، به صورت مذهب قسمت عمدهء مردم ايران ، پذيرفته باشند ( اگرچه نفوذ كامل آن در تقريبا تمام سرزمين ايران در اثر فعاليت صفويّه در آغاز قرن شانزدهم ميلادى برابر قرن دهم هجرى بوده است ) .
هامش
( 1 ) - براى بررسى آراى مختلف رجوع كنيد به :
در كتابخانههاى شرق و غرب ، منابع قديمى شيعى نسبتا اندك است :Ivanow , Founder 16 .( 2 ) - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 99 ، نمونهاى از تعصب مذهبى شيعيان در سال 743 ميلادى برابر 125 هجرى ( در بلخ ) به دست مىدهد . - دربارهء ارتباط باطنى و معنوى ايرانيت و تشيع نظرها و افكار مهمى در كتاب ذيل ( كه بخشى از آن نيز براساس نوشتهءLeopold Weissاست ) ديده مىشود :Franz Babinger : Der Islam , S . 466 - 471 ( in Carl Clemen : Die Religionen der Erde , 2 . Aufl . , Munchen 1949 , S . 443 - 480 ) ; Nallino , Race . VI 121 .