هجرى ) دايرهء تبليغات آنان از حدود سوريه « 1 » نيز تجاوز نمود و با علم و عمد به رقابت و مقابله با توسعه و پيشرفت سلجوقيان پرداخت ؛ ايران نيز دوباره يكى از نواحى فعاليت تبليغاتى اسماعيليّه گشت « 2 » .
در اين بين عقايد اسماعيليّه ارتباط نزديكى با افكار عرفانى آسياى نزديك پيدا نموده بود ، و به پيروى اديان ديگر مثلا به دنبالهء فرقهء « عيسويه « 3 » » نو يهوديان نظريهء غيبت « 4 » امام حىّ را مدّعى گشته از آن دفاع مىنمودند ، و در نبرد با اصحاب سنّت معاصر خود ، در مقابل روش اجتهاد ، طريقهء « تعليم « 5 » سرّى مستفاد از اشارات و عبارات امام » را تبليغ مىكردند و بر خلاف عقيدهء معتبر در آن زمان ، تفسير تحت اللفظى و ظاهرى قران را ردّ و از تفسير و تأويل باطنى « 6 » آن پشتيبانى مىنمودند
هامش
( 1 ) - پيروان وى يعنى « دروزيان » كه خود را « موحدون » ناميده و به امامت وى معترف بودند از اينجا برخاستهاند .
( 2 ) - خ عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ، فهرست : 124 ) در ص 398 به بعد لشكركشى محمود غزنوى را بر ضد مبلغان اسماعيلى توصيف و تشريح مىكند . - رجوع كنيد به :
( 3 ) -Lewis 27. - در مورد آغاز پيدايش فاطميان كتاب ذيل كاملا بر خلاف نظر فوق قضاوت مىكند :W . Ivanow : Ismaili tradition concerning the rise of the Fatimids , Oxford 1942 ( Islamic research association Series X )( 4 ) - رجوع كنيد به اين مقاله :
( 5 ) - رجوع شود به :Levy , Account 513 .( 6 ) - در مورد بيان عقايد آنان رجوع كنيد به :
و نيز رجوع شود به سمعانى ( كتاب الانساب عكس از خطى ) ظهر صفحهء 60 .