تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
بحر خزر « 1 » جاى گيرد ، و در آنجا جمعيّت سرّى خواص اسماعيليّه يعنى حشّاشين را به وجود آورد « 2 » كه به زودى به صورت جمعيت قاتلان مزدور « 3 » درآمدند و سياست‌نامه بحقّ آنها را خطرناك « 4 » تلقّى مىكند ؛ تأثير آنان تا زمانى كه به وسيلهء مغولان « 5 » - ولى نه در دورهء مورد بحث ما - منقرض گشتند ، باقى بود . عقايد اين حشّاشين نه براى ماهيّت ايرانى فصل و يا خاصّهء ويژه‌اى محسوب مىگردد و نه براى ساير اقوام خاور نزديك . همچنانچه به طور كلى عقايد اسماعيليان نيز مثل
هامش
( 1 ) - دربارهء ناحيهء الموت ( نقشه ، توصيف و حدود و ثغور آن ) رجوع كنيد به : ( 2 ) - اسماعيليان از تمام نواحى ايران - هرگاه اوضاع بر آنان سخت مىشد - به نزد وى مىگريختند : رجوع كنيد به ابن الاثير ، ج 10 ، ص 299 ( سال 1106 / 1107 ميلادى برابر 501 هجرى ) : - راوندى ( راحة الصدور ) ، صفحات 155 تا 158 ( در اينجا مطالب جالبى دربارهء تجمعات اسماعيليان بيان گرديده است ) . ( 3 ) - اولين قربانى فداييان اسماعيلى ، نظام الملك وزير ( پانزدهم اكتبر سال 1092 ميلادى برابر با رمضان سال 485 ميلادى ) بود ( جوينى ، تاريخ جهانگشا ، ج 3 ، ص 204 ) . - حتى در سال 1133 ، وزير طغرل ، سلطان سلجوقى ، به او پيشنهاد نمود كه براى برانداختن دشمن خود و امير او ، به حشاشين مراجعه كند ( الحسينى - اخبار الدولة السلجوقية ، فهرست : 131 - ص 72 ) ، ولى طغرل پيشنهاد وى را رد نمود و دستور اعدامش را صادر كرد . - در حدود سال 1150 ميلادى ( برابر 544 / 545 هجرى ) اتسز خوارزمشاه به وسيلهء يكى از همين فداييان ، سلطان سنجر سلجوقى را به قتل رسانيد : دولتشاه ، تذكرة الشعراء ( فهرست : 272 ) ، ص 93 . - براى كسب اطلاعات عمومى در اين مورد رجوع كنيد به : جوينى ( تاريخ جهانگشا ) ج 3 ؛ - و نيز رجوع كنيد به : بديهى است كه باطنيان نيز حتى قبل از روى كار آمدن حشاشين ، مخالفان سياسى خود را با قتل فردى و پنهانى از بين برمىداشتند ، مثلا در همدان سال 1048 / 1049 ميلادى برابر 440 هجرى : ابن الاثير ، ج 9 ، ص 190 . ( 4 ) - سياست‌نامه ، ص 156 به بعد . ( 5 ) - رجوع كنيد به :Spuler , Die Mongolen in Iran . S . 50 .دربارهء جزئيات رجوع كنيد به خ جوينى ( تاريخ جهانگشا ) ، ج 3 ، صفحات 261 تا 278 و نيز ص 136 .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 320 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى