تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
هجرى « 1 » ) كه از طرف الحاكم ، خليفهء فاطمى به عنوان « حجّت » و « داعى » مأموريت عراقين را يافته بود ، به هيچ وجه بىثمر نماند . در حدود سال 1038 ميلادى برابر 429 هجرى برجسته‌ترين داعى آن زمان يعنى المؤيّد فى الدّين ، ابو نصر ، هبة الله بن ابى ابراهيم موسى بن داود در 29 سالگى حتّى توانست دستور تبعيد خود را از شيراز و ديلم بىاثر سازد و از آن مهم‌تر ابو كاليجار بويهى را نيز به مذهب خود درآورد . ابو كاليجار در مجالس شبانهء داعى مذكور و هم در نماز براى « امام زمان » شركت مىجست ، ولى از طرف خليفه مجبور شد كه ارتباط خود را با اين « داعى » قطع كند . بر اثر آن مبلغ نامبرده ناگزير گشت به اهواز و بعدا به موصل رهسپار گردد و از آنجا به مصر فاطمى مذهب برود ، درحالىكه در رى و ماوراءالنّهر تمام اسماعيليان ( همان‌طورى كه در زمان سامانيان انجام مىگرفت ) به سختى تعقيب گشته و اغلب به قتل مىرسيدند ( 1029 ميلادى برابر 420 هجرى يا اينكه 1044 / 1045 برابر 436 هجرى « 2 » ) ، ولى باز در سال 1109 ميلادى برابر 502 هجرى سيستان دوباره مركز تبليغات اسماعيليّه گشت « 3 » و حتى قبل از آن يعنى در نيمهء دوم قرن يازدهم ( قرن پنجم هجرى ) حسن صبّاح پيرو جدّى و سرسخت عقيده به « تعليم » سرّى و الهى مريدان « 4 » توانست در كوهستان صعب العبور الموت واقع در جنوب
هامش
( 1 ) -Strothmann , Gnosis 33- . دربارهء فرستادگان مصرى به نزد محمود غزنوى رجوع كنيد به : گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 71 . ( 2 ) - سياست‌نامه ، صفحات 183 تا 187 ؛ - بلخى ( فارسنامه ، فهرست : 202 ) ، ص 117 به بعد ؛ - رجوع كنيد به : ( در ضمن تعقيب اين « ملحدان » كتب آنان نيز سوخته مىشد ) . دربارهء اوضاع ازمنهء بعد ( سلطان مسعود غزنوى 1135 ميلادى برابر 529 / 530 ) رجوع كنيد به : راوندى ( راحة الصدور ) ، ص 228 . ( 3 ) - تاريخ سيستان ، ص 386 . ( 4 ) -Levy , Account 532 - 534
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 319 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى