[ اوضاع مذهبى ]
اوهام و رسوم خرافى در جنب دين رسمى
به موازات سنّت صحيح ملى و مذهبى ايرانى ، كه هنوز در آن نخستين ازمنهء اسلامى در ايران به زندگى خود ادامه مىداد و در اسلام نيز تأثير نمود ، ادامهء حيات بعضى از اوهام خرافى نيز به چشم مىخورد : تخيّل اين معنى كه سرنوشت يكيك اعمال بشر و نيز سرنوشت تمام زندگى انسانى را مىتوان از اوضاع و احوال ستارگان به دست آورد ، و بالجمله ستارهشناسى ، از زمانهاى بسيار قديم در شرق وطن گرفته و از آنجا نيز به قسمتهاى ديگر كرهء زمين سرايت نموده است . در سرزمين ايران نيز اين « هنر » و « پيشه » از مدّت مديدى قبل از اسلام « 1 » معروف بوده است ، و حتى از اواخر زمان دولت ساسانيان - نيز از منابع عربى - نقل شده است كه يزدگرد سوم با ستارهشناسان « 2 » دربار مشورت مىكرد . و از آنان دستور العمل مىگرفت ؛ چنانچه تعيين وقت جنگ قادسيه نيز بدين وسيله انجام گرفته است « 3 » . قبول اسلام از طرف اكثريت ايرانيان نيز در رواج و انتشار اين خرافات هيچ تغييرى نداد ، بلكه در همه جا پيوسته از اين گفتگو مىشود كه مردم در تمام امور از ستارهشناسان كسب وظيفه
هامش
( 1 ) - صاعد ( طبقات الامم ، فهرست : 269 ) ، ص 50 .
( 2 ) - طبرى رديف 1 ، ص 2252 ؛ - ابن الاثير ، ج 2 ، ص 167 .
( 3 ) - طبرى رديف 1 ، ص 2266 .