تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
و آمادگيهاى مذهبى و معنوى بوده كه آن را بايد در آن انجمن‌هايى جستجو كرد كه به عنوان مراكز كشف و شهود عرفانى نام برده مىشوند ؛ بدون اينكه ما امروز ديگر بتوانيم آنها را با تمام جزئياتشان بشناسيم . به اين امر نيز اين واقعيت افزوده مىشود كه بسيارى از حقايق عرفان زمانهاى پيشين ايرانى ، به زبان عربى معروفيت يافته است . مردى مثل الحلاج ( 858 - 922 ميلادى برابر 244 - 309 هجرى ) كه از طور نزديك البيضا در فارس برخاسته است ( اگرچه ظاهرا از نژاد عرب بوده ) مىتواند به عنوان شخصيت برجسته و نمونهء اين مراكز عرفانى به حساب آيد « 1 » . در وجود وى اين معنى ظاهر گشت كه عرفان شرق اسلامى ( ايران ) و جلوه‌ها و مظاهر و آثار آن با عقايد ساير جهان اسلامى سازگار نيست . ازاين‌رو براى مدتى به عقب رانده شد تا اينكه بعدا از طرفى لااقل برحسب ظاهر خود را در چهارچوب عقايد اهل حديث و سنّت جا داد . ولى از طرفى ديگر راهى را در پيش گرفت كه به موجب آن به طور كلى دست رد به سينهء اسلام مىزد « 2 » .
هامش
( 1 ) - عريب ( فهرست : 80 ) ، صفحات 86 تا 108 ( با منتخباتى از ابن مسكويه ، ابن الجوزى و كتاب العيون ) ؛ - اصطخرى ص 184 برابر با ابن حوقل ( چاپ دوم ) ، ص 294 ؛ - بيرونى ( فهرست : 118 ) ، صفحات 211 تا 213 ؛ - سمعانى ( كتاب الانساب نسخهء خطى ) ، ص 181 ، « ظهر » . - و نيز رجوع كنيد به : ( 2 ) - براى كسب اطلاعات اساسى در اين مورد رجوع كنيد به :
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 288 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى