به صورت حفظ و حمايت دين زردشت « 1 » تجلّى نمود ، و از طرف ديگر همين ميراث معنوى و دينى ملّى ، اثر خود را در درون پيكر اسلام به منصهء ظهور رسانيد .
منظور ما از اين بيان يكى شرح و تفسير عقايد اسلامى به طور عموم ، و ديگرى به وجود آمدن و استحكام پذيرفتن مذهب غير تسنن يعنى مذهب شيعه ، به صور مختلف آن مىباشد ( دربارهء شيعه در فصل جداگانهاى صحبت خواهد شد ) . در مقابل اين دو امر نيز بايد از امر سوّمى يعنى تصوف و عرفان ياد نمود كه قبل از همه به موجب خدمات مذهبى و فعاليتهاى سپاسآميز غزالى ، تقريبا منحصرا در بين پيروان تسنن جاى خود را باز كرد و بايد در اين بخش به طور اختصار به اهميت آن براى سير عقايد مذهبى ايرانيان و به طور كلى براى شناساندن ماهيت اصيل ايرانى اشاره گردد : ما مىدانيم كه افكار عرفانى هميشه در قلمرو خاورميانه رايج بوده و يكى از مشخصات مذاهب قديمى اين سرزمينها به حساب مىآمده است ؛ البته بايد تأثيرات بيگانه ( نيز هندى ) را در اين زمينه به كلى از نظر دور نداشت « 2 » . ( اين تأثيرات را مىتوان نيز در افكار كسانى مثل پيغمبر كذّاب آذربايجان سال 955 / 956 ميلادى برابر 344 هجرى ، جستجو نمود كه در ضمن اينكه مدعى « علم غيب » بود ، تمتع از گوشت و مواد حيوانى را نيز حرام مىدانست ، تا اينكه در اثر حيلهاى ، كذب او كشف شد و تمام پيروان خود را از دست داد « 3 » .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به فصل « زردشتيان » از همين كتاب .
( 2 ) - اگرچه عقيدهءMax Hortenمبنى بر اينكه تأثيرات هندى بيش از ساير تأثيرات بوده است با واقع تطبيق نمىكند . - نيز رجوع كنيد به : اصل روسى آن عبارت است از :celovek i poznanie u persidskich mistikov , St . Petersburg 1895 .( 3 ) - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 170 .