كه در اين زمينه از آن مهمتر ولى در مغرب اسلامى فقط در بين طبقهء بالا رايج بوده است . ) دوام آراء و بقاى شيوهء افكار معتزليان در سرزمين ايرانى زبان ، علاوه بر ضرورت دايمى تأكيد عقيدهء توحيد در مقابل ثنويت ( چنانچه گفته شد ) نيز مرهون وضعى بوده كه در شرق اسلامى از آغاز قرن نهم به وجود آمده است ؛ به اين معنى كه اين بخش قلمرو اسلامى از ابتداى قرن نهم عملا استقلال يافت ؛ و خود را از تحت قدرت خليفه بيرون آورد . در نتيجه در اين سرزمين اقدامات بر ضد معتزليان يك قرن ديرتر از نظير آن در مغرب جهان اسلامى شروع شد و حتى در زمان فرماندهى محمود غزنوى و سلجوقيان نيز كاملا به پايان نرسيد .
علاوه بر اين ممكن است تشديد مجدد نفرت ايرانيان در قرن دهم و يازدهم ( برابر قرن چهارم و پنجم هجرى ) نسبت به آنچه در عراق به وقوع پيوست تا اندازهاى در حمايت اين نوع مكاتب دينى ، كه بر خلاف عقايد بغداديان بود ، تأثير داشته است « 1 » . همين معنى نيز بعدا منجر به آن گشت كه افكار معتزليان به حد وسيعى براى بنا و استحكام افكار شيعه انتخاب شد ، درحالىكه در تكامل آن نيز ايرانيت به طور بسيار اساسى سهيم بوده است « 2 » .
تفرقهء مذاهب فقهى در سرزمين فارسى زبان ، نشانهء آن وضع درهم آميختهاى است كه در موارد ديگر نيز از مشخصات قرون نخستين اسلامى به شمار مىآيد و بنابراين در واقع خصوصيت ويژهاى به دست نمىدهد ، تنها فرقى كه هست اين است كه در اين سرزمين نيز بدين وسيله پايههاى يك تقسيمبندى محلى براى
هامش
( 1 ) - ياقوت ( ارشاد العرب ) ، ج 4 ، ص 154 ؛ - ابن فضلان ( فهرست : 35 ) ، ص 7 ، ص 111 با پاورقى شمارهء 1 ؛ تنقيح آلمانى آن ، ص 13 با پاورقى 1 .
( 2 ) - رجوع كنيد به فصل « شيعيان دوازده امامى » ، ص 180 به بعد ؛ رجوع كنيد به :Ignaz Goldziher : Die Heiligen - Verehrung im Islam ( in « Mohammedanische Studien » II , S . 275 - 378 ) , S . 323 .