تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
برابر با 332 / 333 هجرى ) « 1 » به مخالفت با معتزليان برخاست ، ولى جنبش اين پيروان جديد سنّت و احاديث ، بسيار سخت‌تر و بطىءتر از جنبش نظير آن در غرب جهان اسلامى ، توانست جايى براى خود باز كند . بديهى است كه سرزمين فارس و در جنب آن نيز جبال ( مدين ) ( مثل سند و سوريه ) از مراكز اصحاب حديث و پيروان سنّت « 2 » به حساب مىآمد ، و ممكن است كه رجحان طبقهء كتّاب ( كاتبان كه اغلب سمت منشى و وزارت داشته‌اند ) بر علماى دينى « 3 » به طور عمده دليل بر اين واقعيت باشد كه در اين مناطق بيشتر از سياست رسمى بغداد يعنى از سياستى كه حامل و نگهبان آن تا حد زيادى طبقهء كتّاب بوده‌اند ، طرفدارى مىشده است ، در صورتى كه علما كمتر ، از آن طرفدارى مىنمودند و پيوسته در اين سرزمينها به نحوى مظنون واقع مىگشتند . با اين وضع ، اين حق براى تركان باقى ماند كه در شرق جهان اسلامى نيز ( همان‌طورىكه در بين النهرين از قرن نهم عادت روزمره بر آن جارى بوده است ) بر ضد علمايى كه مخالف سياست آنها بوده‌اند اقداماتى به عمل آورده ، كيفر برقرار نمايند . اول كسى كه به اين عمل دست زد محمود غزنوى « 4 » بود ، يعنى كسى كه برعكس نيز تبليغات اهل تسنن را ترويج و به سود اسلام با غير مسلمانان جهاد مىنمود . سلجوقيان
هامش
( 1 ) - سمعانى ( كتاب الانساب ، نسخهء خطى ) ، ص 498 به بعد ، در جنب تلفظ « ماتريد » ( براى بخشى در كنار سمرقند ) نيز « ماتريتى » ضبط نموده است . - در مورد فوق و اختلاف عقايد و آراى ماتريدى با عقايد اشعرى رجوع كنيد به :Tritton , Theol . 174 f .( 2 ) - مقدسى ( كتاب احسن التقويم ) ، صفحات 179 ، 395 ، 481 ( و نيزMez 202( در اينجا حتى با نفوذ افكار يونانى كه از طرف غرب شروع شده بود ، مخالفت مىشد ) . ( 3 ) - مقدسى ( كتاب احسن التقويم ) ، ص 440 . ( 4 ) - ابن الجوزى ( نسخهء خطى ) ص 165 بنا به نقلMez 198؛ - و نيز مراجعه كنيد به :Tritton , Theol . 183( در اينجا اعدام يكى از علما به عنوان اتهام به زندقه ، در سال 1015 برابر با 405 / 406 هجرى ) ؛ - و نيز مراجعه كنيد به ابن الاثير ، ج 9 ، ص 128 ( سال 1029 برابر با 420 هجرى ؛ مقارن با آن نيز سوزاندن كتب فلسفى ) .