روز مطبوع نبوده است . بنابراين همينطورى كه در اين موارد اعمال و مقاصد دينى جنبهء تزيين و تظاهر به خود گرفته بود ، همانطور نيز يقينا در بسيارى از موارد سابق الذكر اعمال مذهبى فقط به صورت يك رسم و عادتى درآمده بود كه طبقهء حاكم ايرانى ( همچنين نيز مثلا عباسيان ) براى اينكه خود را در ظاهر علاقمند به دين نشان بدهند طبق آن رسم و عادت رفتار مىنمودند . بهطورىكه امروز ديگر نمىتوان گفت كدام يك از آن اعمال مذهبى از سر صدق و صفا و كداميك از روى تظاهر و ريا انجام مىگرفته است ؛ ولى دليل بر اين ادعا كه فرقى بين اعمال خالصانه و اعمال ريايى وجود داشته است اين واقعيت مىباشد كه ايرانيان تا مدت طويلى به اجراى عادات و آداب مذهبى ايران باستان : مثلا در مورد استعمال ظروف نقره و طلا و لباسهاى ابريشمى ( در بخارا قرن دهم برابر قرن چهارم هجرى ) « 1 » و نيز در مورد اينكه در عيد نوروز « 2 » طبق مراسم باستانى به خود آب مىزدند ، اصرار مىورزيدند . و با اينكه اين آداب ممنوع شده بود ، باز ايرانيان از آن دست برنمىداشتند « 3 » . همچنين نيز مردم ( مثلا نيز در مصر ) اعياد مسيحى را جشن مىگرفتند « 4 » ، حتى فرمانروايى مثل محمود غزنوى كه
هامش
( 1 ) - مقدسى ( احسن التقويم ) ، ص 281 . - رجوع كنيد به فصل « هنرهاى زيبا » از همين كتاب .
( 2 ) - دربارهء تعيين تاريخ سال و ماه رجوع كنيد به فصل « تقويم » از همين كتاب .
( 3 ) - طبرى ( رديف 3 ) ، ص 2144 ؛ بيرونى ( فهرست : 118 ) ، صفحات 215 تا 218 و 266 ؛ نيز رجوع كنيد به :Mez 400 f .در سال 1030 ميلادى برابر با 421 هجرى ، نوروز را در اصفهان با ضيافت و صرف اغذيه جشن مىگرفتند : محاسن اصفهان ( فهرست : 199 ) ، ص 24 . ظاهرا زمان تأليف كتاب منظور است نه حدود سال 1300 ميلادى ( برابر سال 700 هجرى ) ، اگرچه در اين موقع نيز اوضاع نسبت به زمان اول ، زياد تغييرى نيافته بود .
( 4 ) - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 5 ، ص 479 به بعد ؛ - ابن الاثير ( فهرست : 135 ) ، ج 8 ، ص 222 و نيز رجوع كنيد به :Mez 397 f .دربارهء چگونگى كوشش عمر خليفهء ثانى بر ضد اين رسوم غير اسلامى در آذربايجان و بين النهرين ( تهيهء چرم از حيواناتى كه ذبح شرعى نشده بودند ) ؛ رجوع كنيد به ترجمهء كتاب چهاردهم از احياء العلوم غزالى از :Hans Bauer : Erlaubtes und verbotenes Gut , Halle 1922 , S . 104 .( اين مورد يقينا افسانه است ) .