تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
علماى مذاهب فقهى مختلف صورت مىگرفت ، شركت مىجستند « 1 » ، و پيوسته تلاوت قرآن « 2 » نموده و در دوران پيرى انزوا اختيار مىكردند ، « 3 » همين شيوهء زندگى را نيز در وصيت‌نامه‌هاى خود به فرزندان خود توصيه مىكردند « 4 » و مقارن آن ، به ايشان زندگانى مرضى خدا ، و احترام زياد به دانشمندان دينى را تأكيد مىكردند . نتيجهء اين امر اين شد كه مردم رعايت كامل انجام وظايف دينى را قبل از همه از ثروتمندان و متعينان انتظار داشتند ، درحالىكه فقرا گمان مىكردند رعايت انجام وظايف دينى در مورد آنان ضرورت زيادى ندارد « 5 » . كثرت اوقاف مذهبى « 6 » نيز خود نمونهء علاقه‌مندى طبقهء حاكم ، به دين بود : برمكيان « 7 » صفاريان ، « 8 » فرمانروايان كرد ، « 9 » آل بويه ، « 10 » غزنويان ، « 11 » خوارزمشاهيان ، سلجوقيان
هامش
امور سياسى و دولت گفتگو مىشده است ) ؛ - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 218 ( حاكم محلى آمل در سال 937 ميلادى برابر با 325 هجرى ) . ، - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 6 ، ص 295 ؛ ابن الجوزى ص 100 بنا به نقلMez 300( سال 966 ميلادى برابر 355 هجرى معز الدولة ) ؛ بيهقى ( تاريخ بيهقى ) ، ص 5 ( مسعود غزنوى ) . سياستنامه نيز ( ص 54 ) صريحا اين معنى را لازم الاجراء مىداند . ( 1 ) - بيهقى ( تاريخ بيهقى ) ، ص 206 ( محمود غزنوى حدود سال 1000 ميلادى برابر با 390 هجرى ) . ( 2 ) - عبد الله طاهرى به اين دليل كه براى اتباع وى فقط قرائت قرآن و حديث كفايت مىكند و به نوشتهء ديگرى نيازمند نيستند ، كتاب قانون ساسانيان را رد نمود و دستور به آب انداختن آن را صادر كرد : دولتشاه ، تذكرة الشعراء ، ص 30 . ( 3 ) - مثلا نصر بن احمد سامانى : مير خواند :Historia Samanidarum , hrsg . von Friedrich Wilken , Goettingen 1808 , S . 50 .( 4 ) - طبرى ( رديف 2 ) ، ص 1083 ( سال 701 ميلادى برابر با 82 هجرى ) . ( 5 ) - ياقوت ( ارشاد العرب ) ج 2 ، ص 81 ؛ سمعانى ( كتاب الانساب ) ص 323 به بعد ( محمد بن ابراهيم بن سيمجور ، رجوع كنيد به فصل « آل بويه در اوج قدرت خويش » ) ؛ - و نيز رجوع كنيد به :Mez 331 ; Wiet 138 .قابوسنامه كه از يك واعظ مىرفته سخن مىگويد . ( فهرست : 277 ) صفحات 647 تا 652 . ( 6 ) - دربارهء اين تصور رجوع كنيد به :Loekk . 53 - 56 .در اينجا نيز مؤلف مىكوشد اصل و ريشهء اين كلمه را توضيح دهد . ( 7 ) - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 48 . بنا به گفتهء ابن سعد ( فهرست : 104 ) ج 5 ، ص 254 حتى عمر بن عبد العزيز در جاده‌هاى خراسان كاروانسراهايى بنا كرده بود . ( 8 ) - اصطخرى ، ص 241 ؛ - تاريخ سيستان ص 268 . ( 9 ) - ابن حوقل ( كتاب المسالك ) ص 368 ( قبل از سال 978 ميلادى برابر 367 / 368 هجرى ) ؛ روذراورى ( ذيل تجارب الامم ، فهرست : 97 ) ، ص 278 ( سال 996 ميلادى برابر با 386 هجرى ) . ( 10 ) - رجوع كنيد به :Mez 22 f .( 11 ) - الحسينى ( اخبار الدولة السلجوقية ، فهرست : 131 ) ، ص 10 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 168 ؛ عوفى ( جوامع الحكايات ) ، ص 205 ، شمارهء 1441 .