ممالك عربى ) انجام داده است « 1 » ؛ « كتاب الانساب » يكى از مهمترين كتب رجالى موجود ( اگرچه در بسيارى از موارد آن فقط به ذكر زندگى ظاهرى صاحبان تراجم اكتفا شده ) مىباشد كه از اسلام شرقى در يك چنان زمانى كه براى به وجود آمدن اينگونه علوم زود به نظر مىرسيد به جاى مانده است . در اين دوره هم علاقهء معروف قديمى ايرانيان به داستانسرايى و افسانهگويى ، در زمينهء داستانهاى مذهبى و گاهى نيز اساطير جلف و سبك ( قرن 8 و 9 ميلادى برابر دوم و سوم هجرى ) « 2 » ظاهر گشت ، و آسياى مركزى ( در جنب سند ) مركز مردمانى شد كه تا مىتوانستند خود را معمّر قلمداد مىنمودند تا بتوانند با اين وسيله ، ادعاى ملاقات پيغمبر ( ص ) را نموده مستقيما از او اخبارى نقل كرده و اشاعه دهند « 3 » .
در يك چنين محيط علمى پرهيجان و ثمربخشى مباحثات پرشورى بين مكاتب مختلف مذهبى درگرفت و در اين شرق عالم اسلامى نه فقط مذاهب فقهى مختلفى كه در غرب عالم اسلامى به وجود آمده بود راه يافته با رقابت شورانگيزى در همه جا اشاعه پيدا كرد ، بلكه در جنب آنها نيز مكاتب حقوقى تازهاى مثل مكتب ثوريان « 4 » و داوديان « 5 » كه در فارس از حمايت عضد الدولة برخوردار بودند « 6 »
هامش
( 1 ) - ابن خلكان ( فهرست : 113 ) ، ج 2 ، ص 156 ؛ السبكى ( طبقات ) ، ج 4 ، ص 259 . - رجوع كنيد به :Goldziher , Had . 185 .سمعانى در طى بيان نسبت فاميل خويش ، از خود صحبت نمىكند ( كتاب الانساب ، نسخهء خطى ، صفحات 307 « ظهر » تا 309 ) .
( 2 ) - رجوع كنيد به :Goldziher , Had . 168 .( 3 ) - مرجع سابق ص 172 به بعد . - ابو حاتم سهل السجستانى در كتاب المعمرين ( قرن نهم ميلادى برابر قرن سوم هجرى ) جمعى از معمرين را به شيوهء خود گرد آورده است . رجوع كنيد به :Ignaz Goldziher , Leiden 1899 ( Abh . zu arab . phil . 11 )رجوع كنيد نيز به : عوفى ( جوامع الحكايات ) ، شمارهء 1945 تا 1962 ( بخصوص شمارهء 1947 به بعد ) ، ص 245 به بعد ؛ ابو نعيم ( ذكر اخبار اسپهان ، فهرست : 200 ) ج 1 ، ص 301 .
( 4 ) - مقدسى ( احسن التقويم ) ، ص 37 ( به نام سفيان الثورى ، رجوع كنيد به :EI , IV 540 - 542( 5 ) - به نام داود اصفهانى ( وفات 855 ميلادى برابر با 240 / 241 هجرى ) و نيز رجوع كنيد به :Goldziher , Zahiriten 110 .( 6 ) - رجوع كنيد به :Mez 203؛ و نيز دربارهء مذاهب ديگر رجوع كنيد به خوارزمى ( مفاتيح العلوم ) ، صفحات 26 تا 30 .