تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
همان اوايل - خصوصياتى رعايت مىشد كه مورد توجه كسانى كه از ممالك غربى جهان اسلامى به اين سرزمين آمده بودند قرار مىگرفت « 1 » ( به ويژه از زمان انقلاب عباسيان « 2 » ) ، ولى اين آداب و افكار هنوز در آن موقع به صورت يك مكتب فقهى كامل در نيامده بود ، بلكه قرون آينده طى مبارزات معنوى و علمى متمادى و تلخ و گاهى نيز جابرانه‌اى آن را به شكل و صبغهء مذهب ( به اصطلاح آنان ، م ) حق تسنن درآورد . در اينجا ما موجبى براى بيان تاريخ جزئيات اين جنبش نداريم ، ولى فقط بايد به اين نكته توجه داده شود كه ايرانيان در اين مبارزات علمى ( به زبان عربى ) با تكفل سمت رهبرى آنها ، سهيم بوده‌اند . حتى از همان زمانهاى نسبتا نخستين ، اشتغال به مسائل كلامى ، نيز شرق يعنى سرزمين ايران را سخت در تحت نفوذ خود درآورد به‌طورىكه به زودى در وجود جهم بن صفوان ( مقتول در سال 745 / 746 ميلادى برابر با 128 هجرى ) متفكرى شرقى ( اگرچه موفق به تشكيل مكتبى نشد ) به جهان عرضه كرد « 3 » . همچنين عبد الله بن مبارك ( 738 تا 797 / 798 ميلادى برابر با 118 تا 181 هجرى ) به عنوان اوّلين محدث بزرگ در اين سرزمين پا به جهان علم گذاشت ؛ مورخان ، پدر او را يكى از غلامان ترك همدان و مادرش را يكى از زنان خوارزمى يعنى در هر حال از يك نسل شرقى مىدانند . وى در مرو تدريس مىنمود و آراى او به وسيلهء شاگردانش در نيشابور نيز راه يافت « 4 » . در همين زمينه نيز الندر بن شميل ( وفات
هامش
( 1 ) - مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، ص 415 ( بخصوص جهت قبله در مورد نماز ) ؛ ص 416 ( شيراز : راجع به لباسى كه وعاظ بر تن داشتند ) ؛ ص 327 ( در مورد سال 985 ميلادى برابر 375 / 376 هجرى ) ؛ ص 399 ( راجع به عقايد خاص كلامى در اصفهان ) ؛ ص 439 و 441 ( در حوزهء فارس ) نيز رجوع كنيد به :Schwarz VII 856 ( Gibal ) .( 2 ) - طبرى ( رديف 2 ) ، ص 1955 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 134 ( در هر دو كتاب تغيير اوضاع به تفصيل بيان گشته است ) . ( 3 ) - رجوع كنيد به :Tritton , Theol . 62 f .( 4 ) - رجوع كنيد به :Fueck , Tradit . 7 f .دربارهء مكتب ديگر در رى رجوع كنيد به :Tritton , Theol . 73 .