تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 32

مساهمون:

صمقدمه ٣٢
حاصل كتاب مفصل وى براى تاريخ فرهنگ قرون سابق بر زمان او ( و حتى براى زمان خود او ) خيلى اندك مىباشد . ابن خلّكان شيعه دوست « 1 » هم كه قبل از هر چيز به بين النهرين و بغداد توجه داشته است ، در مورد شخصيتهاى سياسى نظر خوشى نشان نمىدهد ، ازاين‌رو در نوشته‌هاى خود « 2 » هيچ كجا شرح حال رضايت‌بخشى از اين قبيل رجال - كه وضع هريك در منابع اصلى مربوط به آنها روشن است - نقل نمىكند ( به نظر وى نيز گاهى توضيحات ، طويل مىآمده است ) « 3 » . در مقابل ، وصفى كه محمود بن ابراهيم در تاريخ سلجوقيان كرمان از شخصيتى مذهبى ( فهرست منابع : 176 ) مىنمايد اشعه‌اى بر گوشهء جالبى از زندگى دينى آن موقع فارس مىافكند . « ذكر اخبار اسپهان » ابو نعيم ( 948 تا 1038 ميلادى برابر 336 تا 429 هجرى ؛ فهرست منابع : 200 ) نيز عملا در زمرهء منابع تراجم احوال قرار دارد ، ولى از اين گذشته ، مطالب تاريخى آن از شهر و نواحى ، جزء منابع به خصوص مهم براى زمان مورد بحث ما مىباشد . در اينجا نيز كتبى حق يادآورى دارند كه آشكارا براساس نوشته‌هاى متقدمى ( كه اغلب از بين رفته ) بنا نموده‌اند : مانند « تاريخ طبرستان » ابن اسفنديار ( نوشتهء 1216 / 1217 ميلادى برابر 613 هجرى ؛ فهرست منابع : 186 به بعد ) تاريخ طبرستان و رويان و مازندران از ظهير الدين ( حدود 1412 تا بعد از 1476 ميلادى برابر 815 تا 881 هجرى ؛ فهرست منابع 188 ) و نيز « تاريخ رويان » اولياء الله ( نوشتهء 1362 ميلادى برابر 763 هجرى ؛ فهرست منابع : 191 ) ، كه از نواحى جنوبى بحر خزر صحبت مىكنند ؛ و در صدر اين سه تن بايد مؤلف اول را به عنوان وقايع‌نگار مهمى ياد نمود « 4 » . علاوه بر اين « فارسنامهء » ابن بلخى ( نوشتهء
هامش
( 1 ) - شرح زندگى امامان در جلد پنجم ، صفحهء سه به بعد ( طبق چاپWustenfeld) ( 2 ) - ابن خلكان ( ج 4 ، ص 36 ) به طبرى خرده مىگيرد ولى خود او حوادث سنوات 821 و 828 را ( كه طبرى در ذيل سال 828 نقل مىكند ) باهم اشتباه مىكند . ( 3 ) - ابن خلكان ، ج 6 ، ص 46 ( سال 948 ميلادى برابر 336 هجرى به بعد در گرگان ) . ( 4 ) - در فهرستى كه ادوارد -
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 32 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى