راجع به تقويم زردشتى اظهار ، و صورتى از اسامى واليان خراسان « 1 » و طبرستان « 2 » ذكر مىنمايد . و بدين ترتيب ( همانطورىكه در كتب فلسفى او ديده مىشود ) آگاهى ملى و عشق خود را به ايران بروز مىدهد ؛ عشقى كه وى را به عنوان يك ايرانى عربى نويس به ميهنش مىپيوندد .
مروج الذهب مسعودى ( وفات 956 يا 957 ميلادى برابر 345 يا 346 هجرى ؛ فهرست منابع : 84 ) در مرتبط ساختن اخبار تاريخى و جغرافيايى ، طريق واحدى نمىپيمايد ، و براى ايران - به خصوص از نظر تاريخ فرهنگى - فقط جزئيات معدودى در دسترس ما مىگذارد كه پارهاى از آنها نيز از نتايج تجارب سفرهاى مؤلف آن مىباشد .
متأسفانه ، مسعودى ، به خصوص در جاهايى كه مطالب جالب و مهمى پيش مىآيد ، مكررا مىگويد كه نقل تمام قضايا منجر به تطويل خواهد شد . گزارشهاى او هم دربارهء يكايك از خلفا و زندگانى در بغداد براى كتاب حاضر مثمر ثمرى نيست . - همچنين نظر اساسى « كتاب الوزراء » جالب و پرمطلب و خوش بيان جهشيارى ( وفات 942 ميلادى برابر 330 هجرى ؛ فهرست منابع 88 ، ) و « تاريخ الوزراء » هلال صابى ( 970 تا 1056 ميلادى برابر 359 تا 448 هجرى ؛ فهرست منابع : 98 ) و نوشتههاى تاريخى صولى ( وفات 947 ميلادى برابر 335 هجرى ؛ فهرست منابع 90 تا 92 ) « 3 » و « تجارب الامم » « 4 »
هامش
( 1 ) - حمزهء اصفهانى ، صفحات 138 - 151 .
( 2 ) - مرجع سابق ، صفحات 151 - 154 .
( 3 ) - بنا به تحقيقات جديد مرگ او در ماه رمضان 335 هجرى ( برابر 26 / 3 / 947 تا 24 / 4 / 947 ميلادى ) اتفاق افتاده است . رجوع شود به : سركيس ، وفات الصولى ، در « الاعتدال » نجف 1946 ميلادى برابر 1345 هجرى ، شمارهء 6 ، صفحات 458 تا 462 و شمارهء 7 ، صفحات 498 تا 505 .
( 4 ) - فهرست منابع : 94 به بعد - بسيارى اخبار مربوط به سنوات قبل از 951 / 952 ميلادى ( برابر با 340 هجرى ) را ابن مسكويه مديون كتاب تاريخ مفقودشدهء ثابت بن سنان و « الاوراق » صولى مىباشد . وقايع بعد از سال 340 هجرى را بيشتر براساس منقولات شفاهى كه در بسيارى از موارد متكى به مشاهدهء شخصى مخبرين بوده است ، ذكر مىنمايد : ابن مسكويه ، تجارب الامم ، ج 7 ، مقدمهء ناشر ، صفحهءVI. ابن مسكويه در بعضى از جاها ، دربارهء واقعهاى دو خبر مختلف به موازات يكديگر ذكر مىكند بدون اينكه بين آنها تعادلى برقرار نمايد مثلا در مورد روى - كار آمدن بويهيان : ج 1 ، صفحات 277 تا 284 و 295 تا 305 .