790 ميلادى برابر 174 هجرى ) به علت اقداماتش بر ضد عربهاى آن سامان « 1 » ، ملامت نمايد . به فرض هم كه چنين امرى در منابع او موجود بوده تنها بازگويى آن ، دليل بر اين است كه وى اين قبيل اخبار را حذف نمىنموده است . - برعكس ، معاصر او ابن وضيع يعقوبى ( وفات 897 ميلادى برابر 284 هجرى ؛ فهرست منابع : 72 ) كه نيز به نام مؤلف كتابى در فن جغرافيا اهميت دارد ، بااينكه به علت تشيّع شخصا در تحت تعقيب بوده ، در تحرير مطالب : حتى در بيان روابط مذهبى ، بىطرفى زيادى از خود نشان داده است و علاوه بر اين بهعنوان مورخى غير وابسته به طبرى ( تا سال 873 ميلادى برابر 259 هجرى ) براى ما بسيار با ارزش مىباشد ، زيرا وى نيز ( با وجود مفقود شدن تاريخ ويژهاش دربارهء طاهريان ) « 2 » راجع به ايران اخبار گرانبهايى به دست مىدهد . در قسمتهاى آخر تقريرات خويش ، يعنى آنجائى كه از مشاهدات شخصى سخن مىگويد ، او نيز ( مثل طبرى ) بسيار كممايه مىگردد . - سومين مورخ مورد نظر ، حمزهء اصفهانى ( وفات بين 961 تا 971 ميلادى برابر با 350 تا 360 هجرى ؛ فهرست منابع : 73 ) است : حمزه را نمىتوان مثل دينورى مخالف يكجانبهء عربها انگاشت . با اين وصف چگونگى طرز انديشهاش نسبت به ايران و عرب از اينجا روشن مىشود كه وى تنها به دادن خبر از پادشاهان قديم ايران اكتفا نمىكند - چه اينكه اين امر در تاريخ طبرى هم مشاهده مىگردد « 3 » - بلكه نسبتا قسمت زيادى از كتاب خود را مختص به آنان مىسازد ، و نيز دربارهء حوادث طبيعى در ايران اطلاعات ملخّصى به دست مىدهد « 4 » و مفصلا - شايد هم با شادمانى درونى - دربارهء غوغا و شورشى در پايتخت خلافت ، بغداد « 5 » سخن مىگويد . علاوه بر اين گزارشى - نادرست « 6 » -
هامش
( 1 ) - دينورى ( اخبار الطوال ) 387 .
( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 537 .
( 3 ) - رجوع نماييد به :Noldeke , Geschichte der Perser ( - Nr . 452 )( 4 ) - حمزهء اصفهانى ، صفحات 121 - 129 .
( 5 ) - مرجع سابق ، صفحات 129 - 137 .
( 6 ) - رجوع كنيد به جلد دوم ، فصل راجع به « تقويم » از همين كتاب .