معنى كه در اين موقع از طرف اشخاصى كه ايمان به دين جديد « 1 » را جدّى تلقى مىكردند ، يك سلسله كتب مناظرات مذهبى « 2 » و يك دستگاه رسمى تبليغات اسلامى به وجود آمد . اين افراد عبارت از موالى « 3 » يعنى ايرانيانى بودند كه قلبا به دين اسلام ايمان داشتند و به طور يقين اغلب از نسل دوم و سوم مسلمانان ايرانى بودهاند ، و از اين امر كه بر ضد رفتار سياسى حكومت اسلامى اعتراض كنند ، انديشهاى نداشته ، خواسته و اعتقاد آنها اين بود كه رستگارى صحيح و جدّى روح انسانى در سايهء توجه به قرآن و هوادارى از آن ميسور است ، و لو اينكه اين پيوند به قرآن به نفع سياست حكومت اسلامى صورت نپذيرد . اين طرز تفكر ، خود را مثلا در جنبش نامبرده « 4 » در سال 728 / 729 ( 110 هجرى ) ظاهر نمود ، زيرا مبلّغان در اين مورد تزوير و عهدشكنى را مبناى اعتراض خود بر ضد والى اسلامى قرار داده بودند .
از اين زمان به بعد ، ديگر اين دستگاه تبليغى ساكت نماند ؛ اعم از اينكه تبليغ وى بر ضد افكار رسمى دولت صورت گيرد ، و يا با هيجان بيشترى به سود فرقههاى مختلف شيعه كه جبههء مخالف دولت را تشكيل مىدادند ، تمام
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به :Wellhausen ; Arab . 309 .اين مطلب كه بر اثر مرگ عالم بزرگ ، احمد بن حنبل ( سال 855 برابر با 241 هجرى ) ، بيست هزار مسيحى و يهودى و زردشتى ( تقريبا به علت هيجانى كه در اثر مرگ وى به آنها دست داده بود ) به دين اسلام گرويدهاند ( ابن خلكان ، وفيات ، ج 1 ، ص 45 ) ، بيشتر بايد جزء افسانههاى مذهبى محسوب گردد ، ولى در عين حال نشان مىدهد كه مسلمانان در دورهء عباسيان به چنين صحنههايى تمايل نشان مىدادند ( بر خلاف دورهء امويان ) . - به طور عمومى رجوع شود به :Toynbee , Gang 486 f .( ولى نويسندهء اين كتاب در جنب « عدم فشار سياسى » اهميت فشار اقتصادى را كه بر شانهء غير مسلمانان بوده كمتر رعايت مىكند ) قبل از قرن سوم هجرى نيز ظاهرا در همه جا ( نه فقط در ايران ) گرويدن به اسلام به طور دسته جمعى نيز پيش آمده است .
( 2 ) - خلاصهء آن درSadighi 104 f .( بر ضد مانويان ) .
دربارهء كتبى كه بر رد زردشتيان نوشته شده رجوع كنيد به فصل « زردشتيان » از همين كتاب .
( 3 ) - رجوع كنيد به : فصل « حس مليت » از همين كتاب .
( 4 ) - رجوع كنيد به :Barthold , Turk . 189 f . ( 728 ) .و نيز رجوع كنيد به صفحات قبل : فصل « . . . پيروزى نهضت عباسيان » .