نسبتا كند « 1 » صورت مىگرفت . فرمانروايان ترك پس از اسلام آوردن خويش حتى در همان نسل اول به نوبهء خود وظيفهء تبليغ و ترويج اسلام را جدّى گرفته « 2 » در جهادهايى كه به سود اسلام مىشد از جهات اسلامى پيروى مىكردند « 3 » . و حتى خليفه از نيمهء قرن دهم ( سوم هجرى ) آزادى خود را از قيمومت آل بويه « 4 » كه
هامش
( مقالهء اخير كافى نبودن اطلاعاتى را كه از طرف چينىها داده شده ، ثابت مىكند ) .
( 1 ) - نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، ص 47 به بعد و 58 ؛ و نيز :
( 2 ) - رفتار محمود غزنوى در هندوستان ( رجوع كنيد به قبل ، فصل « محمود غزنوى » ) و با اسماعيليان و قرمطيان در رى ( سال 1029 برابر 420 هجرى : گرديزى ، ص 91 ) معروف است . - پسرش مسعود غزنوى ، در سال 1031 ( برابر 422 هجرى ) دو تن از روحانيان را براى تبليغ و ترويج اسلام به تركستان فرستاد : تاريخ بيهقى ، ص 209 . - ابراهيم پسر او نيز در طى سلطنت 40 سالهاش ( از حدود سال 1060 - برابر با 452 - به بعد ) چهارصد مسجد و مدرسه و رباط و كاروانسرا بنا كرد : دولتشاه ، تذكرة الشعراء ، ص 94 .
( 3 ) - اهالى گرگان در سال 989 / 990 ( برابر 379 هجرى ) در مذاكرات صلح خود با فرمانده لشكر ( و پسر عموى ) امير تاشكند به قرآن استناد مىنمودند : نكبى ( فهرست : 125 ) ، ص 150 . - ايلگ خان قراخانى ( در حدود سال 997 برابر 387 هجرى ) در تقاضاى عقد اتحاد ، سلطان سبكتگين را به تساوى خود با او از لحاظ مذهب ، توجه مىدهد و به اينكه هر دو بايد متحدا بر ضد تركان و هنديهاى كافر بجنگند : نكبى ( فهرست : 125 ) ، ص 192 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 169 . - مسعود غزنوى در سال 1030 ( برابر با 421 ) ، فقط بر اثر خبر مرگ پدر خويش از لشكركشى بر ضد روم بازايستاد ، درحالىكه اين لشكركشى را به جهت تقويت خليفه ( اينطور نمايش مىداد ) ضرورى مىدانست : تاريخ بيهقى ، ص 74 . - سلجوق ( سلجوك ) در حدود سال 1040 برابر با 431 / 432 ) شهر اسلامى « جند » را ( نزديكى مصب سيحون ) از باجى كه غزها براى آن تعيين كرده بودند ، آزاد ساخت : ابن الاثير ، ج 9 ، ص 322 .
( 4 ) - مقدسى ( كتاب احسن التقويم فى معرفة الاقاليم ، فهرست : 34 ) ، ص 472 .