ماوراءالنهر به طور سيلآسا مردم به اسلام گرويدند . البته اين امر باعث شد كه در اين شهرها وضع مالياتى درهم شكسته ، بحرانى به وجود آورد ، و منجر به بحث و مشاجرهء سختى در اين باره گردد كه آيا آنچه را كه سابقا عملا اجرا مىكردند ، باز محقق سازند و ماليات سرانه يعنى جزيه را از تازهمسلمانان بگيرند يا نه . و همينكه سرانجام دوباره جزيه برقرار نمودند ، منجر به انقلاب و طغيانى شد كه با زحمت زياد سركوبى او ممكن گشت « 1 » . آنچه كه در اينجا اتفاق افتاد در ساير نقاط ايران نيز به وقوع پيوست . براساس اين حوادث پايهء نارضايتى مذهبى مسلمانان و قيام آنان بر ضد حكومت ملحدانهء بنى اميه و بالنتيجه اساس موفقيت عباسيان و تبليغات شيعيان گذاشته شد . از پاسخ اين سؤال كه تا چه اندازه اين جنبش شامل حال دهقانان زردشتى گشته است « 2 » ؟ بايد در اينجا صرفنظر كرد . در هر حال در اين زمان اقرار به اسلام با شركت در امور دولت اسلامى يعنى به رسميت شناختن آن به يك معنى واحد تلقى نمىشده لازم و ملزوم يكديگر نبودهاند . از اينجا يكى از جهات روگردانى ايرانيان از آيين رايج حكومت مركزى اسلامى به دست مىآيد « 3 » .
براى اين اعراض دليل و جهت ديگرى نيز وجود داشته است . به اين
هامش
( 1 ) - حتى در همان هنگام فتح ايران ، بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 314 ( قم ) ، 321 ( قزوين ) . - زمانى كه عمر بن عبد العزيز اخذ جزيه را از نومسلمانان ، غدغن نمود ، مردم با عجله به اسلام گرويدند تا از پرداخت اين جزيه معاف گردند . در همين موقع مسلمانان از حاكم خراسان خواستند كه اين نوگروندگان را به وسيلهء « ختانى » بازجوئى كند . حاكم نيز واقعه را به خليفه مىنويسد ، ولى خليفه چنين پاسخ مىدهد كه : خداوند محمد ( ص ) را به عنوان يك داعى دينى مبعوث نمود ، نه به عنوان « خاتن » : طبرى ( رديف 2 ) ص 1354 . : « ان اللّه بعث محمدا صلى اللّه عليه داعيا و لم يبعثه خاتنا » .
( 2 ) - اين نظر درVolten , Rech( ص 67 ) و براساس رأى ابن ابى طاهر مىباشد .
( 3 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 429 ؛ - طبرى ( رديف 2 ) ، صفحات 1507 تا 1510 : ابن الاثير ، ج 5 ، ص 19 و 54 به بعد ( سال 728 / 729 برابر با 110 هجرى ) . - و نيز :Vloten , Rech , 22 - 25 .