شيعه مذهب بودند ، از تركان انتظار داشت و سبكتگين نيز در سال 982 ( 372 / 373 ) ازاينرو از حمايت امير نصرتآباد دورى جست كه امير نصرتآباد لشكريان سبكتگين را با پول و با ادعا به اينكه رئيس آنان ( يعنى سبكتگين ) زنديق است ، تحت تأثير قرار داده بود « 1 » .
اگر علت ايمان آوردن زردشتيان ايران ، در درجهء اول جهات اجتماعى و اقتصادى بوده كه موجب قبول سريع و ظاهرى دين اسلام گشته و بعدا به صورت ايمانى عميق و واقعى درآمده است ، همين علت مىتواند نيز دليل گرويدن ساير اهالى مملكت ايران به اسلام باشد . بديهى است كه دربارهء اين طبقهء غير زردشتى اطلاع اندكى در دست است : زيرا اولا تعداد آنها ناچيز بوده و ثانيا از منابع عربى كه دربارهء اسلام آوردن غير مسلمانان خبر مىدهد همه جا نمىتوان به روشنى دريافت كه غير مسلمانان قبل از اسلام آوردن ، به چه دينى متدين بودهاند و ثالثا از خود اين مسلمانان به ندرت خبرى به ما رسيده است . با اين وصف باز شواهدى از طريق مسيحيان در دست است كه از رو گرداندن سريع پيروان مسيحيت در فارس و نيز در نقاط ديگر و هم از گمراهى ( مسيحيان ) كه در آن موقع آشكار گشته گفتگو مىكند . ( حدود سال 700 برابر 81 هجرى ) « 2 » ، ولى اين منابع به هيچ - وجه جزئيات دلايل اين امر را به دست نمىدهد . اگرچه دلايل فوق نيز در اين مورد نزديك و قابل انطباق به نظر مىرسد : يعنى در اينجا نيز بدون ترديد محركات اقتصادى و امكان ترقى اجتماعى مؤثر « 3 » بوده است و مقارن با اين علت
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص 339 .
( 2 ) - السمعانى ( فهرست : 232 ) ، ج 3 / 1 ، ص 130 به بعد . - و نيز :Sachau , Christ . 976 .( 3 ) - ابو العلاء معرى ( وفات 1057 برابر 449 هجرى ) علت اسلام آوردن مسيحيان را كسب قدرت ، ترس از قضاة ، و يا قصد ازدواج ، بيان مىكند :Mez 29 ( 1 )