تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
تا چه حد عقايد و عادات دين قديمى آنان در بين آنها زنده بوده ، از اينجا به دست مىآيد كه در آن موقع در بخارا هنوز جشنى كه در آن فقط براى - شجاع‌ترين رزم‌جو سفره‌اى چيده مىشد ، و غير از او كسى حق خوردن از آن غذاها را نداشت ، برقرار بوده است . بديهى است كه اين عمل ، باقيماندهء عادات قديمى مراسم قربانى سغديها بوده كه بر طرف نمودن تدريجى آن به توسط اسلام ، احساسات اهالى را تحريك مىنمود « 1 » . در مورد رعايا كه اساسا تعصب بيشترى نسبت به عادات قديمى مذهبى خود داشتند اين واقعيت كه محرك گرويدن آنها به اسلام امر اقتصادى بوده است ، بيشتر به چشم مىخورد « 2 » ؛ زيرا سغدىها به محض اينكه به تخفيف مالياتى آنان پايان داده شد ، دوباره از اسلام روگردانيدند ، و حتى خواستند كه نسبت به مرتكبين ، مجازاتى اجرا نگردد . حاكم عرب نيز - بر خلاف تمام دستورات قرآنى و عادات اسلامى - مجبور شد به اين امر تسليم گردد و آن را بپذيرد ( سال 741 ميلادى برابر 123 هجرى ) « 3 » . براساس همين قول و قرار افشين در سال 838 / 839 برابر 224 هجرى ) به خود حق داد كه مسلمانانى را كه در حوزهء « 4 » بخصوص
هامش
ديگرى نيز كه در اين زمينه قابل تذكر است اين است كه طبق گفتهء ابن بطوطه ( ج 3 ، ص 5 ) در قرن مذكور ، اهالى خوارزم برطبق « عادت قديمى خود » يك‌يك مردم را به نماز احضار مىكردند و سهل‌انگاران را در ملاء عام در مسجد تازيانه مىزدند . اين حوادث يقينا با ساير سختگيريها كه در آغاز اسلام در آن نواحى مىشده ، بستگى داشته است . ( 1 ) - نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، ص 58 ؛ - طبرى ( رديف 2 ) ، ص 1146 . - نيز رجوع شود به :Inostrancev , Sas . Et . 97 f .( 2 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 265 و 312 ( در هر دو مورد از اشراف ) ، 321 ( قزوين ) ، 323 . ( 3 ) - طبرى ( رديف 2 ) ، 1717 به بعد . - و نيز :Barthold , Turk . 181 f .( 4 ) - طبرى ( رديف 3 ) ، ص 1309 و 1318 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 92 . - اين مطلب را كه سغديان به علت سياسى به اسلام گرويده‌اند ، مسلمانان به خوبى مىدانستند : ابن الاثير ، ج 5 ص 54 به بعد . - برگشت از اسلام نيز در موارد ديگرى پيش آمده است : در سال 650 / 651 برابر با 30 هجرى در گرگان : ابن الاثير ، ج 3 ، ص 42 ؛ و مثلا نيز در سال 1205 / 1206 ميلادى ( برابر با 602 هجرى ) در مورد يكى از قبايلى كه در تحت رهبرى « غور » بوده است :
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 252 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى