تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
مخالف اسلام ، مثل اسروشنه در آن موقع بتها را شكسته و خراب نموده بودند ، مجازات كند . بديهى است كه اين عمل وى در محاكمات بعدى بسيار به ضرر او تمام شد « 1 » . حكومت مركزى اگر تمايل به توسعهء اسلام مىداشت مىبايستى نيز اين قبيل وقايع را به حساب بياورد ؛ ولى آن‌طور كه معروف است بنى اميه نسبتا دير به اين نكته توجه نمودند ؛ حتى حجّاج « 2 » در سال 702 ( برابر 83 هجرى ) هم‌وطنان خود را كه به اسلام گرويده بودند و ( به واسطهء لغو جزيه ) به شهرهاى بين النهرين مهاجرت نموده بودند ، بدون رعايت ثمرات و عواقب دينى ، آنان را دوباره به فلات برگردانيد « 3 » . تازه قوانين مالياتى عمر بن عبد العزيز عمر ثانى ( 717 تا 720 سالهاى بين 98 تا 102 هجرى ) نشان مىدهد كه وى در اين مورد قصد يك تغيير اساسى داشته است . اثر اين عمل به خوبى از بيان آشكار مورخين عرب روشن مىگردد كه علل اقتصادى را در مورد قبول اسلام با صراحت كامل « 4 » تقرير نموده‌اند : بدين بيان كه در سال 728 / 729 ( برابر 110 هجرى ) به محض اينكه جزيه از تازه‌مسلمانان برداشته شد ، در سمرقند و ساير شهرهاى
هامش
صاعد ( طبقات الامم ) ، ص 169 . در بين خود غور نيز اسلام هنوز تا سال 982 ميلادى ( 371 / 372 هجرى ) استحكامى نيافته بود ( بر خلاف ادعاى حدود العالم ، ص 110 ) : رجوع كنيد به اصطخرى ، ابن حوقل و حدود العالم ، ص 344 ؛ هنوز در سال 1010 / 1111 محمود غزنوى دستور مىداده كه از اسلام تبليغ عميقى به عمل آورند : ابن الاثير ، ج 9 ، ص 76 . ( 1 ) - در اين باره رجوع شود به :Vlad . Minorsky : Tamim ibn Bahr's Journey to the Uyghurs ( im BSOAS XII , 1948 ) , S . 275 .هنگام مرگ افشين به خوبى معلوم شد كه وى مسلمان معتقدى نبوده است ، ( صفحات قبل : فصل « طاهريان و خرم دينان » ) . ( 2 ) - رجوع كنيد به : طبرى ( رديف 2 ) ، ص 1122 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، صفحات 174 تا 176 . ( 3 ) - طبرى ( رديف 2 ) ، ص 1122 به بعد ، رجوع كنيد به فصل « كشاورزى و مالكيت اراضى » از همين كتاب و نيز :E I , II 214 - 216 von Henri Lammens .( 4 ) - طبرى ( رديف 2 ) ، ص 1507 / 1510 .