تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 28

مساهمون:

صمقدمه ٢٨
مهم جوينى ( فهرست منابع : 152 ) از زمان پس از غزنويان شروع مىكند « 1 » . در عين حال هيچ‌يك از اين كتابها به پايهء قالب متشكل و تحرير كاملا سنجيده و روشن ابن اثير نمىرسد . شرح و تفصيل اين دوره ، به‌وسيلهء مورخان بعدى مثل ابو الفدا ( 1273 تا 1331 ميلادى برابر 672 تا بعد از 732 هجرى ) ، « 2 » حمد الله مستوفى قزوينى ( 82 / 1281 تا بعد از 1335 ميلادى برابر 680 تا بعد از 735 هجرى ؛ فهرست منابع : 158 به بعد ) ، بيضاوى ( وفات 1282 يا 1291 يا 1316 ميلادى برابر 681 يا 690 يا 716 هجرى ) ، ابن خلدون ( 1332 تا 1406 ؛ فهرست منابع : 139 به بعد ) و ميرخواند ( 1433 تا 1498 ميلادى برابر 836 تا 903 هجرى ) كه پايهء تحقيقات قرون گذشته بيشتر براساس آنهاست ، امروز براى ما فقط ارزش تأليفات دست دوم را داشته ، در حكم منبع اصلى قرار ندارد . بر خلاف اينها ، سه تأليف ديگرى كه نيز هريك در واقع فرآورده‌اى از كتب مختلف مىباشد ، به علت آراى ويژهء خود ، براى ما ارزش نوشتهء مستقلى دارد : كتاب تاريخ دينورى ( فهرست منابع : 70 ) مربوط به دوره‌هايى از تاريخ است كه تشريح مفصل آن براى وى ميسور و يا به‌عنوان فردى ايرانى و يا شيعى براى او اهميت داشته است ؛ و اين امر نيز نسبت به ايران قبل از اسلام صادق است . نژاد و عقيدهء مذهبى وى به روشنى در كتابش ظاهر مىشود و براساس اين عوامل از مبالغه باكى نداشته است « 3 » ؛ درعين‌حال اين محركات مانع اين نگشته است كه يكى از واليان خراسان را ( حدود سال
هامش
( 1 ) - وى در تعيين زمان و تاريخ وقايع مورد اعتماد زيادى مىباشد ؛ منبع او در مورد نخستين ازمنهء خوارزمى ، كتاب « مشارب التجارب » بيهقى مىباشد ؛ رجوع شود به جوينى ، ج 2 ، ص 21 ، پاورقى 5 . ( 2 ) - رجوع نماييد به فهرست منابع : 138 . - وى اغلب ( ولى نه هميشه ، مثلا در مورد المقنع - رجوع كنيد به صفحات 361 به بعد از همين كتاب ) وقايع را در تحت همان سنواتى كه ابن اثير ذكر نموده مىآورد ، ولى به طور وضوح در تعيين وفيات ، از ابن خلكان استفاده برده است ( 3 ) - دينورى ( اخبار الطوال ) ، ص 142 ، على ( ع ) را در مشورتى با عمر ، به عنوان سياستمدارى بس با بصيرت معرفى مىكند .