تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
گذاردن قرآن همراه بود « 1 » . بدون شك موقعيت دهقانان موجب آن بود كه به نوبهء خود قسمت اعظم پيروان ايشان نيز به دنبال آنان به اسلام مىگرويدند « 2 » و بدين ترتيب بخصوص در مشرق ايران يعنى در خراسان عدهء كثيرى از پيروان دين سابق به اسلام گردن نهادند . از قرار معلوم رها نمودن دين زرتشت و قبول اسلام در اكثر موارد يعنى در مورد اكثريت اسما ( و بدون تعمق و فقط ازاين‌رو كه دين رسمى شده بود ) صورت مىگرفته است ؛ يعنى اين‌طور به نظر مىرسد كه گويا دين زردشت ( ديگر ؟ ) در بين ده‌نشينان ، ريشهء محكمى نداشته است « 3 » ( و گرنه شيوع يك دينى بدون بحث عميق مذهبى نمىتوانست دليل قبول آن باشد . معناى آن اين است كه واقعيت دينى و محتوى رسالت پيغمبر اسلام ( ص ) در درجهء دوم ( در درجهء اول شيوع رسمى ، دين اسلام ) مورد توجه قرار مىگرفته است . به عبارت ديگر اين واقعيت نشان مىدهد كه براى اين طبقات فقط قبول رسمى اسلام ( كه به زودى صورت « تسنن » به خود گرفت ) كافى بوده و توضيح و تشريح علمى و كلامى آن اهميت اساسى نداشته است . بدين ترتيب اسلامى شدن ايران در درجهء اول بين طبقهء عالى آن صورت گرفت يعنى بين كسانى كه فرهنگ ايران
هامش
( 1 ) - مثلا در حدود سال 750 ميلادى ( برابر سالهاى 132 / 133 هجرى ) و دوباره در سال 782 / 783 ( برابر با 269 هجرى ) ، در مورد فرمانرواى بخارا اتفاق افتاده است : نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، ص 9 . همچنين نيز سامانيان در حدود سال 930 ميلادى ( برابر با 318 هجرى ) يكى از نواحى نزديك بخارا را ، به علت سرباز زدن امير آنجا از اسلام ، بى « صاحب » تلقى نمودند : مرجع سابق ، ص 9 به بعد . - در سال 650 / 651 ميلادى ( برابر 30 هجرى ) در گرگان : ابن الاثير ، ج 3 ، ص 42 . - در حدود سال 755 ميلادى ( برابر 137 / 138 هجرى ) اهالى آمل ( طبرستان ) به علت اينكه از سيادت سپهبد خود سير شده بودند ، به اسلام گرويدند : ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 121 ( برطبق آن نيز ، خواندمير ، فهرست : 189 ، ص 9 ) . ( 2 ) - اين امر نيز به همين منوال بعدا در مورد تركان اتفاق افتاد :Arnold , Preach . 183 f .( 3 ) - رجوع كنيد به :Ross im Survey I 131 f .