باشد ( اين امرى است كه در اينجا جاى توضيح آن نيست ) ، با اين وصف مىتوان باور كرد كه در واقع اجبار ستمگرانه براى مسلمان نمودن افراد پيوسته وقوع مىيافته و از اينجا مىتوان در مورد ايران ( يعنى در جايى كه منابع محلى در اين مورد سكوت نمودهاند ) قياس معتبر و مهمى نمود . چنان كه مأمون خليفه در سال 820 به قصد تبليغ « 1 » با سپاهى به طرف ماوراء جيحون پيش رفت و سپس ساكنان اين نواحى و همچنين سغديها و فرغانيان به عنوان افراد مسلمان مسلّح گشته و به عنوان پيشروان جهاد بر ضد تركانى كه « 2 » در قسمت شرقى زيست مىكردند ، مىجنگيدند . همچنين اطلاع در دست است كه فرمانرواى طبرستان در حدود سال 830 ميلادى ( برابر 215 هجرى ) جهادى بر ضد ديلميان برپا ساخته و آنها را به قبول اسلام مجبور نمود ، تا اينكه بدين وسيله از زير بار وظيفه ، يعنى حاضر شدن در دربار خلافت « 3 » شانه خالى كند . منابع اسلامى از همان آغاز با اهميت تمام اين معنى را مؤكدا بيان مىكند كه اسلام آوردن اقوام غير مسلمان به آزادى صورت گرفته است . اين امر دلالت مىكند بر اينكه آنها نمىخواهند هيچ اجبار و فشارى را در گسترش و ترويج مكتب قرآن به هيچ وجه صحيح بدانند .
بديهى است كه زرتشتيان از همان اوايل به « اهل الكتاب » « 4 » موسوم گشته و در قرون اول تنها عدهء قليلى بودند كه مهاجرت از وطن خود را بر قبول مذهب فاتحان ترجيح « 5 » دادند ، بلكه به عكس ارتباط و همكارى سياسى با عربها پيوسته به معنى قبول اسلام تلقى مىشد ؛ و همچنين روگرداندن از عربها غالبا با كنار -
هامش
( 1 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 431 . ( برابر با 204 / 205 هجرى )
( 2 ) - مرجع سابق ، ص 431 ،
( 3 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 149 .
( 4 ) - رجوع كنيد به فصل « زردشتيان » از همين كتاب .
( 5 ) - مثل 30 تن از اهالى اصفهان كه به انعقاد قرارداد با عربها ( سال 642 برابر با 21 / 22 هجرى ) در فارس حاضر شدند و به كرمان مهاجرت كردند :
طبرى ( رديف 1 ) ، ص 2640 ؛ - در مورد ساير خصوصيات رجوع شود به فصل « زردشتيان » از همين كتاب .