ولى در عين حال ، جنگهاى متمادى سنوات گذشته با سقوط اخلاقى داخلى ناشى از آنها ، كار را به جايى رسانيده بود كه حتى پارهاى از ايرانيان در همان آغاز به اسلام گرويدند ، و دليل اين كار را كمتر مىتوان متلاشى شدن بناى اجتماعى دولت دانست « 1 » ؛ ( زيرا براى قبول چنين نظرى در آن زمان دليلى در دست نداريم ) . اين افرادى كه قبول اسلام مىنمودند ، بهطورىكه مىدانيم ، از افسران بودهاند و سپس كموبيش عدهاى از سربازان آنها به آنها ملحق مىگشتهاند « 2 » . هدف آنان برابرى اجتماعى و نظامى و اقتصادى با عربها بوده است ؛ ولى همينكه عربها بر خلاف وعدهاى كه به آنان مبنى بر تساوى اجتماعى « 3 » ، داده بودند ، طبق انتظارشان رفتار نكردند تنها تأمين شخص خليفه عمر به اينكه آنان نيز در قسمت اعظم غنايم شريك خواهند بود ، مىتوانست بىميلى و خودسرى آنان را تخفيف بدهد .
دليلى را كه ايشان براى تسليم خود به اسلام اظهار مىداشتند عبارت بود از احترام و اهميت به موفقيتهاى نظامى عربها « 4 » . حتى هنگامى كه گروهى از جنگجويان
هامش
( 1 ) -Christensen( فهرست : 454 ) ، ص 431 به بعد نيز از انقراض داخلى دين زردشت سخن مىگويد ، ولى اين عقيده را ، با وجود اصلاح بزرگى كه در اواخر قرن پنجم ميلادى در دين زردشت به عمل آمده است به سختى مىتوان پذيرفت .
( 2 ) - طبرى ( رديف 1 ) ، ص 2279 صريحا مىگويد كه از بين سه امرى كه عربها طبق معمول ، قبل از جنگ به لشكر ايران پيشنهاد كردند ( اسلام يا جزيه يا جنگ ) ، اسلام در نظر رستم مطبوعتر از آن دو امر ديگر بوده است : « الاسلام احب الينا منهما » نيز رجوع كنيد به طبرى ( رديف 1 ) ، ص 2257 ( سال 635 14 ه ، در اين مورد يك رؤيايى مؤثر بوده است ) ؛ - باز طبرى ( رديف 1 ) ص 2260 ( سال 635 14 ه ) ؛ - ابن الاثير ، ج 2 ، ص 214 ( 643 22 ه ) ، ولى اين تازهمسلمانان مورد اطمينان نبودند و گاهى نيز به نفع همميهنان خود به روى عربها سلاح مىكشيدند ، مثلا در سال 710 برابر 91 هجرى در مشرق ايران ، طبرى ( رديف 2 ) ص 1228 . - و نيز :Caet . III 916 - 920 ; Dennett 32 .( 3 ) - مغيره كه از طرف عربها واسطهء مذاكرات بود رسما جزيه را كسر شأن به حساب آورده ، قبول اسلام را پيشنهاد مىكرد : طبرى ( رديف 1 ) ، ص 2278 .
( 4 ) - طبرى ( رديف 1 ) ، ص 2563 ( سال 638 برابر 17 هجرى ) : در اينجا گفتگو و برخورد عربها و ايرانيان در مورد تساوى اجتماعى ، نظامى و سياسى مفصلا بيان مىگردد . - سال 725 / 726 برابر با 107 هجرى نيز در مورد حاكم غرجستان : طبرى ( رديف 2 ) ، ص 1489 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 51 .