رامهرمز مكرر دست بدست بگردد ، بديهى است كه اختلافات و تضادهاى بسيار ميان تركان فارسى و بغدادى و همچنين ميان تركان و ديلميان در اين باره تأثير بسزائى داشت « 1 » .
سرانجام پولادستون از اصطخر طغرل بيگ را به مدد خواست . طغرل بيگ نيز در اين بين با ابراهيم ينال اختلاف پيدا كرد و فرماندهى اين ناحيه را از او گرفته « 2 » و سپس بعد از محاصرهء يكساله در تابستان سال 1051 ميلادى اصفهان را تسخير كرد و فرمانده آنجا ابو منصور فرامرز بن علاء الدولة را در يزد متوطن نمود « 3 » ، در حالى كه برادرزادهء وى آلپارسلان بن داود سرانجام توانست فسا ( پسا ) و فارس را به تصرف درآورد ( 21 / 9 تا 20 / 10 سال 1050 ميلادى برابر جمادى الاولى 442 هجرى ) « 4 » ؛ بدين ترتيب سپاه سلجوقى به جنوب غربى شيراز رسيد ، در صورتى كه وضع بويهيان چنين بود كه : در ميان دستههاى ( بخصوص تركان ) سپاه الملك الرحيم به طور عمومى جنبشى مبنى بر تفرقه و جدايى ديده مىشد ، و فقط ديلميانى كه در اهواز بودند و عدهاى از تركهاى بغداد ( كه با تركهاى ديگر دشمنى داشتند ) وفادار فرمانرواى بويهى ماندند ، تا اينكه الملك الرحيم سرانجام در روز نهم سپتامبر 1051 ميلادى ( آخر ربيع الثانى 433 هجرى ) از انقلابيون در حوالى اهواز شكست خورد و به واسط عقبنشينى كرد « 5 » . از طرف ديگر گرشاسب به عنوان نمايندهء فولادستون حكومت اهواز را به دست گرفت ، اما به زودى درگذشت ( 1051 / 1052 ميلادى مطابق 443 هجرى ) « 6 » .
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، صفحات 189 تا 191 و 193 به بعد و 197 به بعد .
( 2 ) - مرجع سابق ، ص 192 .
( 3 ) - مرجع سابق 194 .
( 4 ) - مرجع سابق 195 .
( 5 ) - مرجع سابق 199 .
( 6 ) - مرجع سابق 200 .