- كا ( و ) وس - از مازندران به آنان ملحق شد ، حكمرانانى كه تا آن موقع طغيان كرده بودند به گرگان رانده شدند و ناگزير گشتند به فخرالدولهء بويهى پناهنده شوند . خراسان در تحت فرمانروايى محمود كه پدرش در موقع رفتن به هرات وى را در نيشابور گذاشت ، قرار گرفت . نوح دوم نيز توانست به بخارا مراجعت كند ( چهارشنبه 17 اوت 992 برابر با 14 جمادى الاخرى 382 هجرى ) « 1 » ، ولى باز يك مرتبهء ديگر دو دوست نامبرده يعنى ابو على و فائق توانستند مهاجمانه به خراسان وارد شوند ( 5 / 4 تا 4 / 5 سال 995 ميلادى مطابق ربيع الاول 385 هجرى ) .
اما در نتيجهء اختلاف ايشان دربارهء رهبرى جنگ در ژوئيهء « 2 » همان سال در حوالى طوس از سپاهيان نوح و سبكتگين شكست خوردند و سپس به موجب پيشنهاد نوح سامانى به ابو على ، كه در صورت جدا شدن وى از فائق مورد عفو قرار خواهد گرفت ، ميان آن دو دوست جدائى افتاد . چندى نگذشت كه فائق به اسارت ابو عبد الله محمد خوارزمشاه درآمد ( اواسط سپتامبر 996 ميلادى برابر با 386 هجرى ) « 3 » ، ولى به زودى از طرف سپاهيان اورگنج ( گورگنج ) آزاد گرديد و برعكس خوارزمشاه را به اسارت درآورده كشتند و با اين عمل سلسلهء افريغونى منقرض گشت .
مأمون پسر محمد كه تا آن زمان امير اورگنج بود ، دو ناحيهاى را كه از سال 712 از هم جدا شده بودند به هم ملحق ساخت و عنوان « خوارزمشاه » را به خود نهاد « 4 » . -
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى ، ص 197 و 201 به بعد ؛ - روذراورى صفحات 297 تا 299 ؛ - گرديزى 54 به بعد ؛ - عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ) ، صفحات 113 تا 129 برابر با نكبى ( فهرست : 125 ) ، صفحات 162 تا 173 ؛ - جوزجانى ص 7 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 35 ، در مورد سبكتگين رجوع كنيد به : ناظم ( فهرست : 399 ) ، صفحات 28 تا 33 .
( 2 ) - جمادى الاخرى ، سال 385 هجرى برابر با 3 / 7 تا 31 / 7 / 995 ميلادى .
( 3 ) - روز اول رمضان سال 386 هجرى برابر 19 سپتامبر 996 روز پنجشنبه بوده نه - آنطورى كه در كتب آمده - روز شنبه . در مورد وقايع و تحولات در خوارزم رجوع كنيد به قبل ، فصل « فتح ماوراءالنهر و خوارزم و گرگان » .
( 4 ) - عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ) ، ص 130 به بعد و 161 به بعد ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 57 ؛ - و نيز مراجعه شود به :Tolstov , Civ 234 .