تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
تعيين گرديد ، زيرا محمود غزنوى موسوم به يمين الدولة - اين لقب افتخارى « 1 » را وى از سامانيان گرفته بود « 2 » - به موجب ازدواج دخترش با پسر و جانشين حاكم و فرمانرواى خوارزم ( از زمان رهايى ابو على سيمجور ) ، يعنى با علىّ بن مأمون بن محمد و بعدها با برادر و جانشين وى ابو العباس مأمون بن مأمون ، با همسايگان شمال غربى سامانيان روابط خويشاوندى « 3 » پيدا كرد و مقارن با آن با قراخانيان باب مذاكرات در مورد عقد اتحاد گشود . و بدين ترتيب تصور مىكرد كه حق دارد حكومت تمام خراسان را - يعنى ايالتى كه اندكى قبل از آن بكتوزون حملهء جديد فائق و ابو القاسم بن سيمجور ( برادر ابو على ) را در آنجا دفع كرده بود ( 3 / 3 تا 1 / 4 سال 998 ميلادى مطابق ربيع الاول 389 هجرى ) - براى خود مطالبه كند . در مقابل منصور دوم بيهوده مىكوشيد تا با واگذارى ترمذ و بلخ و نواحى ماوراى بست محمود را راضى كند . چه اينكه در اين ميان محمود غزنوى براى مدتى كوتاه نيشابور را تصرف كرد و سپس در مقابل قشون سامانى كه بدانجا نزديك مىشد در نزديكى مرو الرود به حال انتظار عقب‌نشينى كرد « 4 » ، و در آنجا با قابوس كه پس از تبعيد طولانى به گرگان مراجعت كرده بود ( اوت 998 ميلادى برابر با 388 هجرى ) و سپاه آل بويه را از آنجا رانده قراردادى منعقد نمود . قابوس توانست تدريجا تمام نواحى را با استراباد و تا رويان و چالوس به تصرف
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به فصل « عناوين و القاب حكام ، سلاطين و امرا » از همين كتاب . وى روز سيزدهم نوامبر سال 970 ميلادى ( برابر با دهم محرم سال 360 هجرى ) متولد گشته است : ابن الاثير ، ج 9 ، سال 138 ( در اين مورد رجوع كنيد به ناظم - فهرست : 399 - ، ص 34 پاورقى 3 ) . ( 2 ) - عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ) ، ص 214 برابر با نكبى ( فهرست : 125 ) ، ص 171 ( همچنين در مورد پدرش ) . ( 3 ) -Togan , Bir . 59 .در مورد خوارزمشاهيان قديم مراجعه كنيد به :Zambaur 208 .( 4 ) - عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ) ، صفحات 172 / 175 و صفحات 195 تا 200 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 47 به بعد - محمود خود را به تدريج از سامانيان جدا نمود و اين امر از سكه‌ها به روشنى برمىآيد . نيز رجوع كنيد به فصل « ضرب سكه » از همين كتاب .