صورت گرفت ، نوح دوم شخصا دفع نمود « 1 » ، ولى چون ميان ابو على سيمجور « 2 » فرمانرواى تيولدار كوهستانى كه تا آن زمان مخفيانه با ايلگ خان هم پيمان بود - و نيز مأموريت جانشينى پدر متوفاى ( 12 / 3 تا 10 / 4 سال 989 برابر با ذوالحجّهء سال 378 هجرى ) خود را در خراسان يافته بود - و ميان هم عهد او ، فائق ، نزاعى كه به جنگ خونينى منجر گشت بپاخاست دوباره به بغراخان فرصت حمله داده شد و مخصوصا بيشتر ، از اين جهت كه اين هر دو دسته در برابر امير سامانى از وى ( بغراخان ) استمداد جستند . امير سامانى در اثر حملهء تازهء بغراخان به مقر وى بخارا ، ناگزير به فرار به آمل گشت . و اگر هم قرلقها بخارا پايتخت سامانيان را - با وجود امتناع ابو على از كمك به امير سامانى ، مولاى تيولدهندهء خود - تخليه كردند ، فقط بدان سبب بود كه قراخانى مذكور در آن زمان درگذشت « 3 » .
ولى همينكه ابو على و فائق آشتى كردند و مشتركا بر ضد نوح دوم به حمله پرداختند ( ماه مه سال 992 ميلادى برابر با 382 هجرى ) نوح دوم ديگر چارهاى نداشت جز آنكه به سوى بردهء سابق ترك يعنى سبكتگين كه عملا بالاستقلال در هرات فرمانروايى داشت ، دست استمداد دراز كند و ادارهء خراسان را از طرف سامانيان به وى واگذارد . سبكتگين با پسرش محمود با ميل به كمك او شتافتند و در ضمن تصادمات متعددى ، كه در طى يكى از آنها شخصى به نام دارا پسر قابوس « 4 »
هامش
( 1 ) - تاريخ بيهقى ص 196 ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 53 به بعد ؛ - بنا به نقل ابن الاثير ، ج 9 ، ص 33 ، در سال 992 ميلادى ( 382 هجرى ) اتفاق افتاده است .
( 2 ) - رجوع شود به :Wilh . Barthold in der E I , I 82 .( 3 ) - تاريخ بيهقى ، ص 196 به بعد ؛ - عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ) ، صفحات 106 / 113 برابر با نكبى ( فهرست : 125 ) ، صفحات 152 / 161 ؛ - مستوفى ( تاريخ گزيده ) ، ص 386 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 34 ؛ - عوفى ( جوامع الحكايات ) ص 199 شمارهء 1325 ؛ - و نيز :Tolstov , Civ . 266 .دربارهء شجرهء انساب اين خاندان رجوع شود به :Zambaur 205 .( 4 ) - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 55 - و نيز :Justi , Namb . 79 rechts ( Nr . 25 ) .