به مراتب بيشترى مورد اطمينان است ، يوليوس ولهاوزن (
Julius Wellhausen
) ضمن مباحث طولانىترى به طورى به تفصيل سخن گفته است كه در اينجا از هر گفتگوى تازهاى راجع به آن بايد چشم پوشيد . در عين حال اين نكته را نمىتوان پنهان داشت كه هيچ سنّت موجودى طبعا نمىتواند تا آن اندازه مغلوط باشد كه حتى گاهى هم ذرهاى از حقيقت در آن باقى نمانده باشد : ازاينرو اخبار سيف بن عمر و ساير « ضعفا » نيز بايد لااقل در بعضى از موارد - اگر هم براى تعيين زمان وقايع نباشد ، حتما از لحاظهاى ديگر - سنجيده شود « 1 » .
هرگاه اين اختلاف ارزش رواياتى كه طبرى نقل مىكند يك واقعيت ثابتى به حساب آيد - چنانچه كتاب كتانى (
Caetani
، فهرست منابع : 350 ) بر آن بنا نموده است « 2 » - ، سنجش جزءبهجزء كتاب او براى تاريخ ايران مطالب بسيار زيادى به دست مىدهد .
چيزى كه هست در اين كتاب طبرى حوادث نظامى و به طور كلى سياسى در درجهء اول اهميت قرار گرفتهاند « 3 » و هيچ كجا مطلب منظم و به هم پيوستهاى شامل حقايق ادارى و يا مطلقا فرهنگى نمىيابيم ، و تمام آنچه را كه از اين نظر مىتوان در اين نوشتهء وى سراغ داد ، عبارت از توضيحات منفردى است كه بايد چون سنگريزههايى به هم پيوست و به شكلى مستقل - آن هم كموبيش ناقص - درآورد . در اينجا بايد اين نكته را هم معين نمود كه نظر اساسى اين مرد ايرانىنژاد به هيچ وجه متوجه ايران - كه براى آن كتاب از دست رفتهء مدائنى يكى از منابع اصلى « 4 » بوده است - نمىباشد . به خصوص در مورد سنوات بعد از 750 ميلادى ( برابر 133 هجرى ) به طور روزافزونى به بيان حوادث بين النهرين و دربار خلافت توجه مىكند ، و از اين ديدگاه وقايع ساير ولايات را
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به :Dennett 56 ff .( 2 ) - رجوع كنيد به :Caetani , Annali III 629 .( 3 ) - رجوع كنيد نيز به :Nallino , Racc . VI 115 ; Grunebaum 282 .( 4 ) -Carl Brockelmann in der EI , III 87 ; Brockelmann , GAL I , 140 ; S I , 204 f .