ايران واقع است « 1 » . مسعودى « 2 » دربارهء « فنوح البلدان » مىگويد : « ما هيچ كتابى بهتر از اين در مورد فتوحات مسلمانان ، نشان نداريم » ؛ عقيدهاى كه ما نيز با آن همداستانيم .
اين كتاب برطبق كشورگشايى نيروى اسلامى بدوا از نظر جغرافيايى و بعدا ضمن هر بخشى از نظر زمانى مرتب گشته ، مطمئنترين گزارشى را كه ما در اين زمينه سراغ داريم به دست مىدهد ؛ و در برابر آن ، نوشتهء منسوب به واقدى : « فتوح الاسلام ببلاد العجم و الخراسان » ( قاهره 1309 هجرى ) ، فاقد اهميت مىباشد . از اين فراتر ، دربارهء « فتوح » بلاذرى بايد گفت : در اين كتاب بيان جريان اجراى عملهاى نظامى ، حاوى مقدارى زياد مطالب مربوط به تاريخ امور ادارى و فرهنگى مىباشد كه توضيحات مهمى دربارهء سير و تكامل انسانهاى اين نواحى به ما مىدهد . اما چون « انساب الاشراف » بلاذرى به بحث از شرفاى عرب اختصاص يافته ، قسمتهاى چاپشدهء آن فقط - اطلاعات اندكى دربارهء ايران در بر دارد ؛ و ما در اينجا تنها راجع به كتبى نظر مىدهيم كه براى تاريخ ايران حائز اهميت هستند . عين اين قضيه نيز نسبت به تمام نويسندگانى كه بعدا از آنها گفتگو به ميان مىآيد ، صادق است و خواننده بايد در تمام مذاكرات آينده اين نكته را در مد نظر داشته باشد .
در مورد قرون اول اسلامى ، در جنب كتب بلاذرى ، كتاب ابو منصور ثعالبى - :
غرر السير ( نوشتهء 1021 ميلادى برابر 412 هجرى ؛ فهرست منابع : 81 ) - كه تاكنون متأسفانه فقط منتخباتى از آن در دسترس قرار گرفته است - اهميت بسزايى دارد ؛ وى در اين كتاب به كلى مستقل و برى از تقليد روايات ديگران بوده و بدين علت براى استنباطات واقعى علمى هنوز مايهء اميد زيادى مىباشد و حتى مىكوشد ، گزارشهاى
هامش
( 1 ) - وى بلاواسطه و يا بواسطهء هشام بن الكلبى به ابو مخنف استناد مىكند و در هر حال قول ابو مخنف را در مطالب مورد بحث خود ، دليل مورد اعتمادى محسوب مىدارد ، بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 17 . از اين گذشته به الواقدى ، المدائنى و به اقوال ( غالبا شفاهى ) ابن سعد اتكا مىكند .
( 2 ) - مروج الذهب ، ج 1 ، ص 14 . - نيز رجوع كنيد به :Noldeke , Aufs . 131 , Anm . 1 .