تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 21

مساهمون:

صمقدمه ٢١
سرچشمه مىگيرد ، ولى پيوسته كلمه به كلمه نقل و بدون هم‌آهنگى گردآورى و نوشته شده است . گردآورنده و نويسنده نيز هيچ نوع كوششى در اين زمينه از خود نشان نمىدهد كه بخواهد اين وقايع و مطالب مجزا و منفردى را كه در اغلب موارد در تضاد با يكديگر قرار دارند به طور انتقادى روشن سازد و يا آنها را به نحوى باهم سازش دهد ، مضاف بر اينكه آوردن اسناد مطالب منقول نيز نقص ارتباط آنها را بيشتر و عميق‌تر مىنمايد . . . يك كتاب علمى متوسط عربى تا اندازه‌اى به فهرست مطالب يادداشت‌هاى متفرقى شباهت دارد كه نسبتا بدون دقت نوشته شده ، ولى محل هر يادداشتى را مشخص نموده باشد . » « 1 » كيست كه اين جملات گويا و منطبق با واقع را بخواند و آنها را كلمه به كلمه بر طبرى ( 839 تا 923 ميلادى برابر 224 تا 311 ) صادق نيابد ؟ درحالىكه وى ايرانى ( اهل طبرستان ) و براى او نيز « قالب سخن مثل مضمون آن مهم و شايد هم مهم‌تر بوده است . ولى در نظر وى نيز تنها بازگويى به لفظ ضامن صحت مطلب منقول به حساب مىآمده و علاقه به نقل ، كتاب تاريخ وى را به صورت مجموعه‌اى از عقايد ديگران در آورده است . » « 2 » بنابراين نويسندگى اين ايرانى اصيل در هيچ امرى با شيوهء نويسندگى عرب فرقى ندارد . بلاذرى ( وفات 892 ؟ ميلادى برابر 279 هجرى ) نيز از لحاظ طرز تنظيم مواد كاملا در زمرهء سنت علمى عربى قرار دارد ، اگرچه شايد وى نيز از نژادى ايرانى برخاسته است . « 3 » ازاين‌رو بايد كتب اين دو نويسنده را با موازينى سنجيد كه كتب عربى خالص با آن ارزش‌يابى مىگردد . از حيث دقت و اعتماد به بيان و تحرير مطالب ، دو كتاب بلاذرى : « فتوح البلدان » ( فهرست منابع : 59 ) و « انساب الاشراف » ( فهرست منابع : 102 ) در رأس تمام كتابهاى تاريخى مربوط به نخستين زمان اسلامى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به مقالهء مذكور در بالا از كوالسكى :Kowalski , Proba 114 f .( 2 ) - مرجع سابق ص 116 . ( 3 ) - رجوع شود به :Carl Heinrich Becker in der EI , . I 636 f .