تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
لشكريان ترك آنجا گرفت ( 995 ميلادى مطابق 386 هجرى ) به‌طورىكه قسمتى از آنها به كرمان و سند گريختند و به زودى در آنجا از ميان رفتند « 1 » . بر اين منوال نيز مبارزاتى كه در همان سال بر ضد لشكريان بهاء الدولة در اهواز به عمل مىآمد و بر اثر آن پيشروى به سوى بصره ( 996 ميلادى برابر 386 هجرى ) ، همه در واقع صف‌آراييها و جنگهايى بود كه بين تركان و ديلميان به وقوع مىپيوست « 2 » . در نتيجهء اين حوادث صمصام الدولة تمام دسته‌هايى را كه واقعا ديلمى ( و نيز شيعى مذهب ) نبودند از سپاه خود اخراج كرد . نتيجهء اين عمل آن شد كه اخراج‌شدگان با عناصر ناراضى ديگر متحد گشتند و قشونى را كه براى سركوبى ايشان فرستاده شده بود منهدم نمودند و به زودى امير آل بويه را به‌طورى از تمام اسباب و وسايل محروم ساختند كه حتى كدخداى ناحيهء كوچكى به نام دودمان ( - محلى كه فاصلهء آن تا شيراز مقدار دو روز راه بود ) ، توانست او را اسير كند و سپس به يكى از پيشوايان قيام‌كنندگان به نام ابو نصر بن بختيار تسليم نمايد . ابو نصر ابن بختيار نيز وى را پس از 9 سال فرمانروايى درحالىكه 35 سال و شش ماه از عمرش مىگذشت به قتل رسانيد ( 24 / 11 تا 22 / 12 سال 998 مطابق ذوالحجهء 388 هجرى ) « 3 » . بدين وسيله حكومت بهاء الدولة در عراق كاملا تثبيت و تأمين شد ؛ چه اينكه در اين بين نيز فخر الدولة ( 9 / 8 تا 6 / 9 سال 997 ميلادى مطابق شعبان 387 هجرى ) بر اثر يك بيمارى معده در رى درگذشته « 4 » و منطقهء نفوذ او ( جبال ) ميان دو
هامش
( 1 ) - ذيل تجارب الامم ، ص 264 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 38 . - و نيز رجوع شود به :Mart . Th . Houtsma in der E I , I 88 s . v . Abu Djacfar .( 2 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 39 و 43 . ( 3 ) - ذيل تجارب الامم ، صفحات 311 تا 314 ؛ ابن الاثير ، ج 9 ، ص 49 ؛ و نيز :Wiet 94 f .( 4 ) - ذيل تجارب الامم ، ص 296 به بعد ؛ - نكبى ( فهرست : 125 ) ، ص 204 ؛ و نيز :Wiet 176 .