فرمانرواى كرد ، يعنى بدر - زيرا او به فخر الدولة متمايل بود - به عدم موفقيت انجاميد و موجب شكست وى در قرميسين ( كرمانشاه ) گرديد . از آن پس ، بدر توانست حوزهء نفوذ خود را در مناطق جنوبى كوهستانهاى كردنشين « 1 » توسعه دهد ، درحالىكه حيثيت و اعتبار آل بويه همچنان رو به زوال مىرفت ( 986 / 987 ميلادى برابر 377 هجرى ) . بخصوص همينكه شرف الدولة در سال 988 / 989 مطابق 379 هجرى در گذشت و جانشين و برادر ديگرش يعنى بهاء الدولة ( ابو نصر پيروز خوارشاذ ) با پسر او ، ابو على ، اختلاف پيدا كرد ، سقوط دولت آل بويه بيشتر آشكار شد : ابو على پسر شرف الدولة توانست موقتا فرمانروايى خود را در فارس تثبيت كند ، ولى بعد - در نتيجهء جنگ برادركشى ميان تركان و ديلميانى كه در قشون او بودند - دچار ضعف گرديد ، و پس از آنكه برحسب ظاهر در واسط آشتى كرد ( در حدود 9 اوت سال 900 ميلادى برابر اواسط جمادى الاخرى 380 هجرى ) به دست بهاء الدولة اسير و كشته شد « 2 » . همينكه در اين موقع مجددا در بغداد ميان تركها و ديلميان تصادماتى به وقوع پيوست و سرانجام فخر الدولة از رى و از راه همدان به جانب بين النهرين پيشروى كرد « 3 » ، حكومت آل بويه بيش از پيش دستخوش تجزيهء داخلى گرديد : حمدانيان توانستند دوباره به موصل برگردند « 4 » و مروانيان خود را در ديار بكر مستقر سازند . ( 989 / 990 ميلادى برابر 380 هجرى ) « 5 » و خلافت الطائع در 13 / 10 تا 10 / 11 / 991 ميلادى ( برابر شعبان 381 هجرى ) به موجب حرص و آز بهاء الدولة و به دست وى جابرانه پايان يافت . « 6 »
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 18 .
( 2 ) - ذيل تجارب الامم ( فهرست : 97 ) ، ص 147 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 21 . دربارهء بهاء الدولة رجوع شود به :Karl Vilhelm Zettersteen in der E I , I 595 f .( 3 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 22 .
( 4 ) - مرجع سابق ، ص 23 و 30 .
( 5 ) - مرجع سابق ، صفحات 23 تا 26 .
( 6 ) - نيز مرجع سابق 29 و 32 ؛ - مراجعه شود به :Zettersteen in der E I , IV 671 f .