تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
در موقعى كه بعد از اين واقعه بهاء الدولة ، پس از پيكارهاى بىنتيجهء اخيرش ، ناگزير فارس و ارگان ( ارّجان ) را به برادر خود صمصام الدولة ( كه پس از مرگ شرف الدولة نابينا از زندان آزاد شده بود ) واگذار كرد ( 989 / 990 ميلادى برابر 380 هجرى ) ، و خود در بين النهرين به عنوان امير الامرا باقى ماند ، پايه‌هاى حكومت آل بويه در ايران با وجود تعهداتى مبنى بر كمك متقابل « 1 » به اندازه‌اى سست شده بود كه خلف بن احمد حكمران جديد سيستان كه پسر يكى از شهبانوان صفارى بود با مساعدت پسرش ، عمرو ، توانست لااقل براى مدتى كوتاه كرمان را به تصرف درآورد ( 991 / 992 ميلادى برابر با 381 هجرى ) . اين عمل يك اقدام جسورانه‌اى بود كه در سال 982 به انجام آن موفق نشده بود « 2 » . در عين حال ، قدرت صمصام الدولة در نتيجهء تسخير مجدد كرمان و سركوبى قيام پسران ابو منصور بختيار عز الدولة ( پسر معز الدولة ) « 3 » در شيراز « 4 » ، تا آن اندازه مستقر شد كه لااقل توانست براى مدتى نيز خوزستان را در تحت قدرت خود درآورد « 5 » ( 993 ميلادى برابر 383 هجرى ) . در سالهاى بعد دوباره خوزستان به دست بهاء الدولة افتاد درحالىكه صمصام الدولة در حوالى شوشتر گرفتار كمينگاه تركها شد و ناگزير به مراجعت گرديد « 6 » ، ولى او پس از مراجعت به فارس انتقام خود را از
هامش
( 1 ) - ذيل تجارب الامم ( فهرست : 97 ) ، صفحات 163 تا 171 و 182 تا 184 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 26 . ( 2 ) - ذيل تجارب الامم ( فهرست : 97 ) ، صفحات 189 تا 191 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 28 به بعد . - دربارهء حكومت خلف در سيستان و مبارزات او با خويشاوندانش و روابط او با غزنويان ، رجوع كنيد به : نكبى ( فهرست : 125 ) ، صفحات 117 تا 120 و نيز فصل « محمود غزنوى » از همين كتاب . ( 3 ) - رجوع شود به فصل « مبارزهء آل بويه و آل زيار » از همين كتاب . - بختيار در زمان عضد الدولة ، در ايران اهميت افتخارآميزى نيافت و پس از حمله به حمدانيان در موصل ، به فرمان عضد الدولة اسير و مقتول گرديد ؛ - رجوع كنيد به :E I , I 626 f .( 4 ) - عتبى ( ترجمهء تاريخ يمينى ) 310 تا 314 ؛ - ذيل تجارب الامم ، صفحات 191 تا 198 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 33 ؛ و نيز :Cahen , Corr . 85 f .( 5 ) - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 33 . ( 6 ) - ذيل تجارب الامم ، صفحات 275 تا 260 ؛ - ابن الاثير ، ج 9 ، ص 35 به بعد .